تاریخ راه ها و حمل و نقل شهرستان رزن و قروه درجزین

 ولایت درگزین  که اکنون روستایی از آن باقی مانده است  بنام درگزین و یا درجزین که

جزء شهرستان رزن  ودر حدود 5 کیلومتری ان قرار دارد .رزن در حدود 75 کیلومتری

شمال شرقی همدان قرار دارد ،در گذشته   یعنی تا حدود 370 سال پیش وسعت

 بسیار بیشتری داشته و  در مسیر راه های ارتباطی شرق و غرب و جنوب وشمال قرار

داشته است .و یکی از شاخه های راه ابریشم از آن می گذشته است.

 

به طوری که اولیا چلبی  نتاریخ نگار و سیاح بزرگ و مشهور امپراطوری عثمانی می

نویسد ابیور د  و اسد آباد و نیز آوج جزء ولایت درگزین بوده اند.

 

اولیا چلبی در سال 1066 ه .ق یعنی حدود 370 سال پیش  به منطقه درگزین امده

است. می نویسد از همدان هفت ساعت به سوی قبله راه رفته به شهر اُووا

رسیدیم.

شهر اُووا در خاک درگزین واقع شده است و  سه هزار خانوار دارد.دارای بازار و چند

مسجد و کاروانسرا و یا مسافرخانه می باشد.

همو در جای دیگر می نویسد ، از کرمانشاه نه (9) ساعت به سوی شرق رفتیم و به

گردنه درگزین رسیدیم.

چلبی از سختی و خطرناک بودن این گردنه با شگفتی یاد کرده و می نویسد که در دو

طرف این گردنه کوهها ی بلند و صخره های عظیم واقع شده اند.و بر این  کوه ها  لانه

عقاب و شاهین وجود دارد.می گوید غارها و زاغه هایی در این کوهها وجود دارند که

شباهت به زاغه ها و غار های وان دارند.

 

 

 

 نقشه بالا مربوط به بخشی از راه های ارتباطی درگزین  با مناطق مختلف  در دوره

صفوی می باشد. آنگونه که از این نقشه بر می آید می توان گفت که

 

در گزین در زمان صفوی با چین و تفلیس یا گرجستان   هندوستان و خلیج فارس و

دریای خزر و اروپا  در ارتباط بوده است

 

در منابع قدیم آمده است که راه قدیم کاروانرو معروف به راه اصفهان که بخشی از یکی

از شاخه های راه ابریشم بوده است،از درجزین و از دامنه ارتفاعات کوه های خرقان می

گذشته است.  که برخی از   اروپاییان از جمله برادران شاردن در سال ۱۵۹۸  میلادی

و نیز در سال ۱۶۰۹ میلادی هاینریش فن پوزر  و در سال  ۱۸۸۲ میلادی پولاک اتریشی

 از کوه ها و دامنه  کوه های خرقان و درگزین (درجزین ) گذشته  و بررسی هایی در این

منطقه انجام داده اند. و قبل از آنها مارکو پولو  هم از این مسیر گذشته است.   هنوز

هم در بالای روستای شوند که یکی از روستای های بسیار زیبا و دارای مردمانی نیک

سیرت می باشد و نیز یکی از علمای بزرگ و معلمان اخلاق در صد سال گذشته مرحوم

حسینقلی شوندی از این روستا می شد، راهی وجود دارد که به ان اصفهان یولو    (یعنی راه اصفهان )می گویند.

 

 مرحوم محمد تقی مصطفوی در سال  ۱۳۳۲  راه رزن به درجزین را اینگونه توصیف می

نماید.از رزن به درگزین خاکی   بوده  و ابتدا کمی سراشیبی است از میان کشت زارها

و از روی نهر های  وآب فراوان با پیچ وخم های زیاد و دست انداز های گوناگون و سرازیر

و سربالایی های چندی می گذرد . در چندین قسمت ردیف درختان منظم و کهن در دو

طف جاده نشانه از ذوق و همت مالکین سابق دهات و املاک آن حدود را می نمایاند.

 

به طوری که معمرین تعریف می کردند در گذشته نه چندان دور  در دو طرف راه های 

بسیاری از روستاهای درجزین درختان مختلف کاشته شده بوده است و افرادی گمارده

شده بودند که همیشه مسئول رسیدن به این درختان باشند .که من یادم هست راه

فارسجین به رزن و درجزین و راه قروه به سایان در دو طرف دارای درختان قطور بودند.

 

 

 به نوشته بر خی از منابع در سال 1331  تنها    درتابستان امکان رفت و امد با اتومبیل

از طریق امیریه به قروه وجود داشته است  و در بقیه فصول سال امکان رفت آمد با

اتومبیل  به قروه وجود نداشته است. زمانی که راه شوسه همدان به تهران ایجاد می

شود٬

در منطقه درجزین امیریه به عنوان ایستگاه بین راهی در می اید.به طوری مرحوم نصر

الله خان کهاردی در شعر هایش در حدود ۱۳۱۲ ه ش به قهوه خانه های امیریه و گذر

اتومیبل از جاده شوسه اشاره می نماید

  همانگونه در بالا آورده شد٬تا سال ۱۳۳۲ راه رزن به درگزین و قروه خاکی بوده است.

 

من یادم می آید که در حدود  سالهای ۱۳۴۳گاهی  که پدرم  از رزن به قروه  ماشین

پیدا نمی کرد ٬ پیاده می آمد .چون  در آن زمان ماشین بسیار کم بود.

 

مردم از روستاهای دور و نزدیک پیاده  با الاغ و یا اسب یا شتر به قروه می آمدند.شتر

ها بیشتر در میدان قلعه که به صورت  کاروانسرا  دارای  اتاق های متعدد بود٬اتراق می

کردند.از روستاهای ساوه عشایر با شتر هایشان می امدند برای خرید و فروش.یادم

می آید در حدود سال های ۱۳۴۵ پیر مردی با لباس نظامی مربوط به دوره قاجار  از

یکی از روستاهای دور پیاده به قروه می آمد.او را با لقب سلطان صدا می کردند آنطور

که می گفتند  شاه قاجار به او لقب سلطانی داده بوده  است.

 

  مردم می گفتند که سنش بیش از ۱۲۰ است!او می گفت که پیاده تا هرات رفته و در

جنگ هرات شرکت داشته است.جنگ هرات حدودا در سال  ه.ق ۱۲۷۳ اتفاق افتاده بود

یعنی در سال ۱۳۴۵ ه.ش. حدود ۱۱۷ سال از جنگ هرات می گذشته است.اگر فرض

کنیم که سلطان در ۲۵ سالگی لقب سلطانی را گرفته باشد٬یعنی در زمانی که من او

را دیدم ٬او حدود ۱۴۰ سال سن داشته است؟!

یا اینکه عده ای با اسب به قروه می آمدند.برای همین در قروه چند نفر نعلبند بودند.که

هم آهنگر بودند و هم نعل بند.آنها داس و چاقو و  نعل وغیره درست می کردند.در عین

حال الاغ ها و اسب ها را هم نعل می زدند.

با توجه به  اینکه  در گذشته درگزین  مرکزیت داشته و  شهری بزرگ بوده و  وسعت

زیادی داشته است و شاید قروه هم یکی از محلات شهر درگزین محسوب می شده

است٬بیشتر مردم قروه بنا به سابقه تاریخی خود به عمر چاروه داری و کاروانداری و

پیشه وری ادامه می دادند.

هنوز عده ای با داشتن چندین الاغ به روستاهای اطراف حتی به شهر های دور دست

مثل رشت می رفتند. از رشت نفت و برنج می آوردند

تا سال حدود ۱۳۵۱ زنها برای مسافرت به روستاهای اطراف از الاغ استفاده می

کردند.مثلا برای ملاقات خویشاوندان خود در روستاهای اطراف چندین زن جمع شده بر

روی الاغ ها پتو می انداختند و یک نفر مرد هم کاروان مسافرین را هدایت می کرد.

 

پیدایش دوچرخه در قروه درجزین

ظهور دوچرخه در جهان و متعاقب آن در قروه درجزین را می توان انقلاب در عرصه حمل و نقل قلمداد نمود.

در سال های ۱۳۵۵ مرحوم مشهد میرزا علی حضرتی که در ان زمان بیشتر از نود سال

سن داشت.تعریف می کرد می گفت که در زمانی که دوچرخه تازه وارد قروه شده بود و

او دوچرخه ای داشته و با آن به کسب و کار به روستاهای اطراف می رفته است.مردم

روستای های مختلف دور او را می گرفتند و با تعجب به دوچرخه او نگاه می کردند.به

دوچرخه می گفتند دمیر آت یعنی اسب آهنی!

حتی از قول ایشان شنیده بودم که وقتی برای اولین بار  با دوچرخه وارد یک روستا

شده بود٬ارباب روستا به او مقداری گندم داده بود که چند بار با دوچرخه اش در میدان

روستا دور بزند  تا مردم روستا این موجود عجیب یعنی اسب آهنی وحرکت آن را تماشا

کنند!

تا سال ۱۳۵۲ بسیاری از دانش آموزان روستاهای اطراف با دوچرخه و یا پیاده به قروه

می آمدند.فاصله جانوگرین و یا سوزن و یا کاج و یا از پشتجین تا قروه را که فاصله

بعضی از آنها تا قروه  ۶ کیلومتر می رسید ٬طی می کردند.

 برخی ازمردم قروه یک صندوق یا سبد بر پشت دوچرخه می بستند و توی آن صندوق

سوزن و صابون و النگو و شانه پلاستیکی قرار داده با سرمایه اندک به روستاهای دور

سفر می کردند.آنها با دو چرخه و با یک سبد سرمایه به داد و ستد در روستاهیا دور  و

نزدیک سفر می کردند.

در قروه یک حرفه صنعتی دیگری ایجاد شده بود بنام دوچرخه سازی.

 

در زمان من محمد آقا و علی آقا و عطا خان قراگوزلو وچند نفر دیگر دوچرخه ساز

بودند.وضع مالی آنها هم تا حدودی خوب بود.چون دوچرخه سازی یک صنعتی و یا حرفه

ای بود که از دست هر کسی بر نمی آمد.بعد ها کم کم موتور گازی و موتور دنده ای

پیدا شد.دوچرخه ساز ها شدند موتور ساز.

 

 

 

اولین ماشین در قروه درجزین توسط مرحوم مشهر علی جعفری یکی از تجار معتبر و

شریف و دانای قروه درجزین در سال حدود 1325 به قروه آورد شد.راننده آن یک ارمنی

بوده است.ماشین شورلت که صندلی های ان چوبی بوده و به صورت هندلی روشن

می شده است.

مرحوم صفرعلی غفرانی که او نیز مردی دانا و درستکار ی بود  رانند گی را از راننده

ارمنی یاد می گیرد.بعد داماد بزرگ مشهر علی غلام اسدی از صفرعلی راننده گی را

یاد می گیرد و همچنین حسن شوهر خواهر صفرعلی نیز نزد سفر علی رانند گی را یاد

می گیرد.

در آن زمان راننده کامیون و اتوبوس بودن مثل این بود که خلبان هواپیما باشی.و راننده

گان منزلت بسیاری در نزد مردم داشتند.

مرحوم صفرعلی غفرانی به صورت مادر زادی یکی از پاهایش می لنگید.اما راننده

بسیار خوبی بود.تمیز و مرتب و بسیار متعهد و دانا.در طول شاید 50 سال و حتی

بیشتر که راننده گی می کرد هر گز تصادف نکرد.مرحوم صفرعلی انسان با سوادی بود

و تاریخ منطقه را نیک می دانست.

غفرانی مشهور هستند که از طایفه خلج می باشند.به قول یک مححق آلمانی خلج ها

یکی از قدیم ترین اقوام ترک زبان هستند که زبان خلجی را به عنوان مادر زبان ترکی

معرفی می نماید.مرکز اصلی آنها در دستگرد ساوه بوده است.

خلج ها به عنوان مردمانی که ادبیات شفاهی قوی دارند و بیسار اهل شعر و ادب

هستند ،مشهورند.آنها اشعار ترکی و موسیقی ترکی و عاشیق های ترکی و ساز

بدست را بسیار دوست دارند .

خلج ها نکته دان و انسانهای زیرک و و با تدبیری هستند که در  علم حساب واقتصاد

هم خوب هستند.

آنگونه به استحضار  یکی از اولین راننده گان در قروه درجزین مرحوم غلامعلی اسدی

بودند.که یکی از راننده گان سر شناس مسیر تهران همدان بود.بعد مرحوم حسینعلی

علی نیا برادر دیگر غلامعی  که مسیر قروه و همدان کار می کردند.از اولین راننده گان

قروه می توانیم به آقای اکبر علی نیا برادر دیگر غلامعی اشاره نماییم که او نیز حدود

50 سال راننده بوده اند.ایشان انسان درستکار و متعهدی بوده و هستند .ایشان کامیون

دار بودند و مسیر قروه تهران کار می کردند.

محل آنها در میدان گمرگ گاراژ اشرفی بود.که قروه ای کالاهایشان را به آنجا می

فرستادند و از آنجا هر هفته یک بار یکی از کامیونداران قروه کالاها را به قروه حمل می

نمودند.

مرحوم محمد حسین جعفری داماد دیگر مشهر علی جعفری در آن گاراژ قهوه خانه

داشتند و قهوه خانه ایشان محل تجمع قروه ایها بوده است.ایشان نیز مردی درستکار و

مردم داری بوده اند.

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 36 بازدید