جام شراب خیام در سارایو

کوله باری بر دوش داشتند دختر و پسر جوانی که از راه دور به زیارت عمر خیام امده بودند.نیشابور ،شهر نی و می و شهر دُردی کشان و شهر اندیشه های جسورانه و تخیلات بی در و پیکر.

نیشابور شهر عطار و شهر سیمرغ .

قرنها بود که اندیشه ورزان قلندر و شوریده گان پاک باخته و عارفان رها از جام های شراب خیام می نوشیدند و آنگاه هوشیار می گشتند  و از هرچه ریاست می رستند.و پرده ها به کناری می رفتند  و دیوار ها فرو می ریختند و و دمی پیوستن به جانِجانان را تجربه می کردند.

آن دو جوان دختر و پسر تشنه نوشیدن شراب شور آفرین خیام بودند.

دمی در کنار مقبره خیام نشستند.زوار بسیار بودند.عکس می گرفتند و گروهی رباعیات خیام را زمزمه می کرددند.

اما ان دو خاموش و سبک و رها چشم بستند بودند و تبسمی بر لب.و قلب ترنم حق و خدا را می نواخت.

کم کم هوا تاریک شد و همه رفتند و تنها آنها ماندند.

و بهار بود و عطر شکوفه و نغمه پرندگان و ستاره ها و اسمان بی انتها.

و یک باره صدائی آمد

ای عاشقان تشنه!!

جامی از من بگیرید و راهی شوید.

به سرزمین کوچکی که دل مردمانش دریائی و در یمان جنگل و رودخانه قرار گرفته است.

بروید آنجا و سراغ احمد سودی را بگیرید. و او هم جامی بستانید.

در بوسنی بمانید .و احمد را تنها مگذارید

 

فستیوال زمستانی سارایو 2010.رباعیات عمر خیام بر دیوار های کاروانسرای تاریخ و مشهور سارایو .که در حدود چهل و پنج سال پیش نوشته شده اند.و بوسنی و هرزگوین از قرنها پیش جایگاه زبان و دابیات فارسی بوده است.و یکی از قدیم ترین تفسیر هائی که بر مثنوی و دیوان حافظ و بوستان و گلستان سعدی  توسط یک بوسنیائی بنام احمد سودی بوسنوی در حدود 480 سال پیش نوشته شده است..

و در مکتب خانه پند نامه عطار و گلستان و بوستان خوانده  می شده است.

 

 

/ 0 نظر / 192 بازدید