صدای پای بهار

صدای پای بهار و شوق دیدار یار

از من گرفته است صبر و قرار

ای دوست بیا چو من دل به دلدار سپار

عاشق شو و در ره عشق بگذار دار و ندار

مست شو از عشق تا که شوی هوشیار

مگو عشق دیوانگیست و کار مردم بیکار

که عشق معنی زندگیست


عشق الهی فرزانه گی است



/ 0 نظر / 6 بازدید