بگذار دلها برای هم بتپند

یک تصویر کوچک چقدر برای من حرف دارد

یک قلب کوچک

مدتها آنرا تماشا می کنم

قلبم شروع می کند به تپیدن

این تپیدن قلب را دوست دارم

تمام وجودم و خیالم لبریز از احساس های قشنگ می شود

ای دوست دیرینم و ای هم نام من

ای پرویز منصوری

و ای همسایه صادق و باصفای من

با فرستادن تصویر یک قلب کوچک

مرا به دنیای نوجوانی و جوانی بردی

بگذاریم قلب هایمان برای همدیگر بتپبند

بگذاریم قلب هایمان همدیگر را صدا بزنند

بگذاریم قلب هایمان با هم باشند

از پس همه این دیوار ها و فاصله ها

به هم برسند

با هم معنی تازه ای از عشق و انسانیت خلق نماید

ای دوست دیرینم ای پرویز منصوری

با فرستادن تصویر یک قلب

قلب مرا لبریز از عشق نمودی

و خیالم را به باغ خزانه قلعه مرغی بردی

انجا همه با هم بودیم

دوستانی که همه ارزوهایمان را با هم قسمت می کردیم

در کوچه غوغا به پا می کردیم

و با موتور گازی تو به کجاها که نمی رفتیم

با بهروز و حمید و بادوستان چه والیبال و فوتبالی بازی می کردیم

ممنونم از تو ای دوست

بگذار قلب هایمان عاشقانه برای هم بتپبند


/ 0 نظر / 61 بازدید