در این شب

در این شب پر ستاره

حیف است که دل را با شراب حق نشویی

حیف است که خدا خدا نگویی


در این باغ اَرزوها امشب تو و گلها تنها

حیف است که گلی را نبویی

حیف است که به گلها دوستتان دارم..

نگویی

حیف است در باغ دلت .. گلهای خدایی را نجویی


خدا تو می بیند


او تو را می خواند

او با تو در همه حال می ماند


باری تو هم با او باش


می توانی درد دلت هر چه هست به او...


بگویی ..از او چاره بجویی


در این شب که

تو شاه باغ دلها شده ای


برای من از زبان گلها بگو


برای من از راز بلبلان عاشق بگو


برای من از ستاره ها سخن بران


مرا نیز همسفر خویش در این شب

پر ستاره بدان


مرا نیز تو با خود به قصه های باغ های رویا ببر


مرا نیز همسفر خویش بدان

مرا نیز بسوی خدا بخوان


در این شب پر ستاره

حیف است که هر دمت خدا نگوید

حیف است که مرغ جانت به باغ عشق

گل امید را نبوید


.........در این شب پر ستاره

/ 1 نظر / 7 بازدید
مهدی

آقای محمدی، هموطن گرامی سلام بسیار خوشحالم که توانستم وبلاگ شما را بیابم. اشعار زیبا و خصوصا مطالب تاریخی که برای من جذابیت بیشتری دارد، بنده را جذب وبلاگ شما کرده است. شما از وفس همدان نوشته اید و من از وفس اراک هستم. منطقه ی وفس در استان مرکزی، همانطوریکه شما اشاره کرده اید گاهی اوقات به همراه منطقه برچلو جزو استان همدان و درجزین بوده است و لذا برای پی بردن به تاریخ و گذشته ی آن باید به تاریخ مناطق اطرافش نیز دقت کرد.... بابت مطالب خوبی که از شهر و دیار مادری خود، آنهم در کشوری غریب می نویسید، تشکر می کنم. وفس به درجزین پیوند داده شد. موفق، شاداب و سلامت باشید. مهدی وفسی