قصه قشنگ قالی

در قالی نقش عشق نسل های گوناگون بافته شده است.و نقوش قالی ها ور نگ های آنها ما را با آرزو ها ی قشنگ هزاران ساله انسانها پیوند می دهند. و ما را با درد ها و امید ها و عشق مردمان گذشته آشنا می سازد.

آن هنرمند مطلق یاریمان نموده است تا با هنر افتخار آفرین قالی و بافته های ایرانی ،در مرکز سارایو  باغی از آرزو ها و امید ها و عشق و شکوفه های دلهای نسل های مردم ایران ایجاد نماییم.

این جایگاه به صورت یک مرکز فرهنگی و هنری و اقتصادی  مشهور ومعروف می باشد.و اغلب مقمات و سیاستمداران و هنرمندان و گردشگرانی که از نقاط مختلف جهان به بوسنی می آیند از این مرکز دیدن می نمایند.و ما در طول 11 سال یک روز هم این مرکز را نبسته ایم.و هر وزوز از ساعت 8 صبح باز هستیم تا ساعت 12 شب.

در طول این سالها به برکت و اسرار نهفته در هنر قالی و گلیم ایرانی با بسایر از اساتید و نویسنده گان و سیاستمدران و مردمان عاشق و نوزانده گان از کشور های مختلف آشنا شده ایم.با آنها گاه ساعت ها در رابطه با تاریخ ایران و ادبیات فارسی و هنر قالی ایران و ...سخن ها رانده ایم.با هم دف نواته ایم و با هم خوانده ایم.

نقوش بافته های ایرانی بر رو  انسانها تاثیر بسیاری گذاشته اند.و بسیاری متاثر از هنر بافته های ایرانی گشته دل و وجودشان با نور معرفت و عشق الهی پر گشته است.

به راستی باید به مردمان ایران بالید.

چند روز پیش خانم جوانی از امریکا آمده بود.بسیار صمیمی و مهربان.چهره اش آشنا به نظر می امد.

از من پرسید مرا بخاطر می آوری؟

گفتم والله،آشنا هستید .اما اسمتان را نمی دانم.

او گفت 8 سال پیش همسرم  که یک نظمی آمریکائی بود از شما فرش خرید و همان فرش باعث آشنائی من وو همسرم شده و ما با هم ازدواج کرد یم.

و بعد دوباره به گالری شما آمدیم.

یادم آمد!

بله!

مرد جوانی که عشق بسیار او به قالی ایرانی مرا متاثر نمود.و من به احترام عشق او به هنر قالی ایرانی و صداقت او،یک هدیه به او دادم.و او پس از چندین سال از امریکا برای دیدن من به سارایو آمد.

آکنون او همسرش و فرزندانش هر روز بر روی قالی ایرانی می نشینند.دلشان را به باغهای معرفت الهی می سپارند و لذت می برند.

و دوباره ان خانم امده بود به دیدن ما و به دیدن نقوش تازه از قالی های ایرانی.

و دوستانش را هم آورده بود.من با او همچو خویشاوند نزدیک و دوستان قدیمی رفتار نمودم.حقیقتا هم او بسیار قابل احترام و عزیز بود برای من.

با همسرش تماس گرفت و من به او سلام رساندم.با هم چای خوردیم و از هنر قالی ایرانی و راز های نهفته در آن صحبت کردیم.دوستنش هم تحب تاثیر علاقه او با نگاه دیگر به قالی می نگریستند.و چندین ساعت غرق در زیبائی های هنر قالی ایرانی شده بودند.

درود فراوان به هنرمندان و زنان و مردان بی ادعای روستاها و شهر های ایران که قرنهاست با بافته های خویش که عشق و آرزوهایشان را در انها بافته اند ،به جهانیان آرامش می دهند.

اری قایل ایرانی در جانها باغ های امید را زنده می سازند. این یک واقعیت است.

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
داوری

عالی بود