عشق و دیگر هیچ ........   

دیروز خدا حافظی کرد و رفت

گفت که می رود در اَنسوتر ها

تنها دور از غوغا

بماند تنهای تنها


تنها خدا را بخواند

تنها خدا...

پرسیدم در اَنجا از خدا چه خواهی خواست؟


گفت از خدا خواهم خواست که هیچ نخواهم

که هیچ ....

یاد گفته عارفی افتادم که قرنها قبل از او پرسیدند .

از خدا چه خواهی ؟

گفت از او خواهم که هیچ نخواهم

و اکنون که تو می روی تا هیچ شوی

از خدا بخواه که به من عشق دهد .عشق و دیگر هیچ

عشق و دیگر هیچ
لینک
۱۳۸٥/٤/۳٠ - parviz mohammadi