در این شب   

در این شب پر ستاره

حیف است که دل را با شراب حق نشویی

حیف است که خدا خدا نگویی


در این باغ اَرزوها امشب تو و گلها تنها

حیف است که گلی را نبویی

حیف است که به گلها دوستتان دارم..

نگویی

حیف است در باغ دلت .. گلهای خدایی را نجویی


خدا تو می بیند


او تو را می خواند

او با تو در همه حال می ماند


باری تو هم با او باش


می توانی درد دلت هر چه هست به او...


بگویی ..از او چاره بجویی


در این شب که

تو شاه باغ دلها شده ای


برای من از زبان گلها بگو


برای من از راز بلبلان عاشق بگو


برای من از ستاره ها سخن بران


مرا نیز همسفر خویش در این شب

پر ستاره بدان


مرا نیز تو با خود به قصه های باغ های رویا ببر


مرا نیز همسفر خویش بدان

مرا نیز بسوی خدا بخوان


در این شب پر ستاره

حیف است که هر دمت خدا نگوید

حیف است که مرغ جانت به باغ عشق

گل امید را نبوید


.........در این شب پر ستاره
لینک
۱۳۸٥/٤/۸ - parviz mohammadi