طاهری ها در قروه درجزین و روستای کاج   

تقدیم به حاج رضا طاهری و همه طاهری های فرزانه

برای درک بهتر خصایص و تفکر و ساختار فرهنگی مردم منطقه درجزین و یا درگزین باستانی که اکنون به نام رزن نامیده می شود...می بایست رد پای فرهنگهای گوناگون را که به نوعی در ارتباط با این منطقه بوده اند را بررسی و مورد کاوش قرار داد.و نیز شرایط جغرافیایی و طبیعی این منطقه را ارزیابی نمود.و نیز رد پای فرهنگها و تمدنهای تاثیر گذاشته بر ساختار و فرهنگ این منطقه را .در میان اَداب و رسوم و اعتقادات و نیز در میان قصه وافسانه ها و موسیقی محلی و نیز یافته های باستانشناسی جستحو نمود.هرچند گاه در این منطقه رزن هر روستایی و حتی هر خانواده ای خصایص فرهنگی و اَداب و رسوم و باوری مختص به خود را دارا می باشند..اما در نگاه کلی می توان تا حدودی مشترکات فرهنگی مردم روستا های این منطقه را براساس معیار هایی در یک طبقه قرار داد. درجزین باستانی به نظر استاد گرانقدر دکتر پرویز اذکایی قراگوزلو استقرارگاهی بوده است برای شاهزادگان محلی پارتها و اسامی موجود دراین منطقه مثل والاشگرد و یا بلاشگرد و ویس اَباد و دولوجرد و منچر و کاهارد و پشتجین و میلاجرد وبوزنجرد و ..همه اسامی پارتی می باشند .از طرفی اَثار پراکنده ای که از قسمت های مختلف رزن بدست امده است از جمله در بابا گووسوار و ووفس و روستای نیر و روستای کروفس و.. قدمت استقرار تمدنهای مختلف را از حدود هفت هزار سال حتی بیشتر از اَن را در این منطقه به اثبات می رساند. تکه های ظروف سنگی که از تپه سوغان در کنار اَب را قروه درجزین یافت می شود و اَثاری که چند سال پیش از روستای کروفس یافته شدند بیشتر به نظر می رسد که این منطقه در دوره هخامنشی نیز دارای جایگاه مهمی بوده است.با توجه به اینکه در تاریخ اَمده است که کوروش دوران کودکی خویش را در همدان گذارانده است و شباهت نام کوروش و کرفس وبا توجه به اَثار به دست اَمده از این روستا که به نظر می رسد متعلق به دوره هخامنشی باشد.این نظریه را چندین سال پیش اینجانب عنوان نمودم که شاید روستای کرفس همان کوروش باشد.و از طرفی یکی از اَتشگاه های مقدس تا اوایل ظهور اسلام در این منطقه و در مزلقان بوده است و هم وجود سنگ چخماق که یکی از سنگهای می باشد که در ساخت ابزار اهمیت خاصی داشته است و این سنگ در کوه های شوند یافت می شود و سنگ چخماق شوند در منطقه معروفیت دارد. و به نظر می رسد که حتی اَتشگاه مهمی هم در بالای کوه چانوگرین بوده است.انبوه تکه سفالهای تاریخی که به نظر بیشتر مربوط به دوره هخامنشی ونیز مربوط به دور ه پارتیها می باشند و همچنین معبد اَناهیتا گونه ای که در زیر کوه چانوگرین وجود دارد. و باز با توجه به روایت مردم محل که در بیشه زار های چانوگرین به قبوری برخورد نموده اند که اَثار برنزی از جمله زیور اَلات زنانه که شباهت اَنها به برونز لرستان می تواند گویای عظمت تاریخی و فرهنگی این منطقه باشد. و در دور ه های تاریخی پس از اسلام هم این منطقه اهمیت و ارزش خود را حفظ نموده است.و این منطقه در دوره بعد از اسلام هم به عنوان منطقه مقدس مورد توجه واقع شده است. چند مرکز تربیتی مهم در این منطقه و یا در نزدیکی این منطقه از جمله در مزلقان یکی از مراکز مهم تربیتی و معرفتی قرار داشته است و در بوزنجرد در نزدیکی بیوک اباد و یا بیبیک اَباد که جزوئ منطقه درجزین باستانی محسوب می گشت یکی از مراکز بسیار با اهمیت پروزش علما و عرفا در ان قرار داشته است.که به قولی میر سید علی همدانی که در هند و ترکستان به نام امام همدانی مشهور می باشد از این منطقه ودر این منطقه پرورش یافته است. و نیز یوسف همدانی .معروف به خواجه یوسف ابن ایوب همدانی که در سال 535 هجری قمری از دنیا رفته است .او نقش مهمی در ترویج اسلام در اسیای میانه داشته است و در نزد غازان خان مرتبه ای والا داشته وهمواو تاثیر مهمی در ترویج فرهمگ ایرانی و اسلامی در دربار غازان خان داشته است.

و در خود شهر درجزین از جمله در فارسجین و اومان و یا ایمان مرکز علم و معرفت مهمی وجود داشته است.که هنوز هم از ان نسل وجود دارند.

با توجه به انچه که گفته شد .این منطقه چه در دوره پیش از اسلام و چه در دوره بعد از اسلام اهمیت خاصی داشته است. اثار بدست امده از قلعه باستانی قروه درجزین حکایت از ان دارد که این قلعه به صورت بنای عظیم پله کانی بوده است که مانند زیگورات بوده.و شاید عبادت گاه و یا اتشگاهی در زمان هخامنشیها بوده است.چرا که اثار بدست امده از انجا مربوظ به دوره هخامنشیان می باشد.به نظر می رسد قروه درجزین همان خوروه باشد که قلعه ای بوده است در میان شهر میلادچرد که اکنون تنها نامی از میلاچرد مانده است که در جنوب و در فاصله 4 کیلومتری این تپه قرار دارد.که انجا چند چشمه وجود دارد که به چهل چشمه معروف است.و اثار تاریخی زیادی در هنگام شخم و کشاورزی از انجا بدست امده است.در اطاف همین قلعه قروه درجزین چندین چشمه وجود دارد که می تواند مقدس بودن و حائز اهمیت بودن این قلعه را تایید نماید.در این قلعه خانواده های قدیمی زندگی می کردند.از جمله مرحوم میرزا خیراالله احمدی که جدا منبع بسیار مهی از تاریخ منطقه بود . که روحش شاد باد.بنده افتخار داشتم که گاهی در محصرشان باشم.او کشاورز ساده ای بود.و تا سن 80 سالگی هنوز کشاورزی می کرد .و زندگی بسیار ساده ای داشه و تاریخ زنده منطقه درجزین بود.بنا به قول میرزا خیراالله در زمان ناصرالدین شاه میرزا طاهرخان که در اصل از کاج بوده است .در دربار شاه کاتب بوده و لقت کاتب همایونی داشته است.و روستای کاج که اکنون قلعه ای جالب در بالای تپه ای در وسط روستای کاج قرار دارد بخشی از شهر باستانی درجزین بوده که طایفه های معظمی همچون پناهی ها و طاهری ها و محمدی ها از کاج می باشند.در کاج دو امامزاده وجود داشته یکی در میان تخته سنگی بوده مه همیشه در ان چراغی روشن می نمودند و دیگری هم در کنار کاج قرار داشته است بنا به برخی روایات جد طاهری ها عارف و عالم و شاعری شوریده ای بوده است بنام طاهار میرزا که احتمالا در اواخر دوره صفوی می زیسته است .واینجانب اشعاری بسیار عمیق ازایشان را از یک عاشقی ساز بدست در روستای سعداباد هشتگرد شنیده ام.این عاشق .عاشق پیری بود بنام عاشق اکبر اصلش از روستای ایپک از منطقه بویین زهرا بود .او گنجینه ای از اشعار عرفا و عاشقا ن و شعرا را در دل داشت و او با سازش انها را می خواند. و بعد ها باز هم از نسل همین طاهار میرزا عالمان و شاعران و ماردان فرزانه ای برخاستند .از همین روستای کاج که اکنون بسیار کوچک و محقر است .مردان بزرگی برخاسته اند.به قول یکی از معمرین روستای کاج.در زمانی که یک من گندم 25 قران بوده است.30 نفراز قلعه کاج محافظت می نمودند.

گوییا در زمان نادر شاه که به خاطر حمایت سنی های درجزین از اشرف افغان .نادر شاه دستور می دهد که برخی از روستا های درجزین را از جمله کاج را به توپ ببندند .گویا در این میان یکی از علمای کاج به شاه اعتراض می کند که چرا بی کناهان را وزن و بجه ها را قتل و عام میکنی. و شاه از این جسارت این عالم عصبانی گشته و این عالم از بین می برد.عالمی که به دفاع از بی گناهان بر خاسته بوده است.البته به قول مرحوم میرزا خیراالله اصلیت طاهار ها از قروه بوده است.اَنها درقلعه قروه زندگی می کرده اند که گویا بعدها بخشی از انها به کاج می روند.

طایفه طاهری ها واقعا بیشترشان انسانهای فرزانه ودرست کار و عالمی هستند. گویی در ذات اَنها یک شوریدگی و فرهیخته گی و عشق الهی وجود دارد. که از جمله انها مرحوم ملا هاشم و برادر ایشان بودند.که اَقای حاج رضا طاهری فرزند ملا هاشم یکی از نمونه های بارز فرزانه گی و درستکاری از نسل طاهری ها می باشند.که در کسب علم و معرفت کوشا بودند.و در بنیانگذاری علوم نوین در قروه نقش مهمی داشتند.ایشان شاعر ی نیکو بوده و در ایام محرم همیشه از عاشقان اهل بیت بوده و در تعزیه گردانی هم بسیار زحمت می کشیدند و خود تعزیه خوان خوبی بودند. و یکی از تجار با شرافت و درستکار در منطقه بودند. خداوند به ایشان و نسل ایشان لطف و مرحمت خویش را بیافزایاد.اکنون از طایفه طاهری ها باز هم انسانهای عاشق و وارسته وبا ایمان ظهور می کنند و برخی از انها در کاج می باشدن و گروهی در قروه درجزین و گروهی در تهران و...که بنده به همه انها احترام قایل هستم و عرض ارادات دارم .از جمله شهاب الدین طاهری که شاعری خوب و انسانی وارسته می باشند. نیز دوست بزرگوار و ازاده ام اقای جهانگیر طاهری مه دبیر دبیرستان قروه و شاعری شوریده می باشند.و نیز دوست خوبم که جوانی با ایمان و برزانه می باشند .یعنی اقای محمد طاهری که در ایرنا مشغول بکار می باشند.و نیز از دوست دوران مدرسه ام

یاد می کنم بنام اقای برات طاهری که واقعا نابغه ای بودند. در بسیاری از هنر ها.در تعزیه خوانی و در مداحی یکی از خوبان منطقه می باشند.و در اخر از دوست فلسفه دان وادیبم اقای حسن طاهری یاد میکنم که روزها از درد فلسفی بشر سخن ها رانده ایم با ایشان.

باشد که با یاری حق تعالی با عشق و اخلاص این طایفه بتوانند منطقه رزن را و ان دیار مقدس را ابا عشق االهی جلوه ای دیگر ببخشند.وهمه دلها با نور محمدی روشن و تیره گیها از ان دیار رخت بربندند.
لینک
۱۳۸٥/٤/٦ - parviz mohammadi