یک روز تو بر خواهی گشت   

سارایو چشم براه توست

با اَن هیبت خاصی که داری

و تبسم همیشگی بر لب


چشمانی به رنگ دریا و مو هایی به رنگ الیاف اَفتاب

و دلی پر از شگوفه های عشق


و دستی پر از مهر و بی ریاییها


می دانم بر خواهی گشت


چرا که اینجا چشمها ی بسیار چشم براه تواند

تو زبان دلها را گویی می دانستی

و می دانی


تو را دلها پذیرا بودند

دلها با تو دلگرم می شدند


و زندگی با تو دوباره شکوفه می داد



بر گرد ..برگرد بوسنی تو را می خواهد


بوسنی تو را می خواند

وقت رفتنت اَسمان سارایو خندید


و ستاره ها شکوفه دادند


اما رود خانه ی سارایو

تشنه شدند


و پرندگان همگی بالهایشان به رنگ اَفتاب شد


و نغمه شگفتی خواندند



بر گرد به این دیار

ای عالم خاکی

ای خاکی افلاکی


..............................بر گرد



تقدیم به شیخ ذاکر ..










لینک
۱۳۸٥/۳/٢٤ - parviz mohammadi