به دنبال خوشبختی   

در دانشکده فلسفه سارایو سالها قبل با او اشنا شدم. ریزه اندام و شرقی.نامش سوزانا بود و لقبش پروانه.او مسیحی بود و اهل شهر تاریخی یایتسا که در کنار ابشار بزرکی قرار دارد. به زبان فارسی دلنشین سخن می گفت.به زبان حافظ و مولانا....باورم نمیشد که ایرانی نباشد.از من پرسید در دیار غریب در پی چه امده ای ؟گفتم خوشبختی.تبسمی کرد و این بیت را خواند

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همینجاست بیا یید بیایید

و من خندیدم و گفتم یعنی خوشبختی من تو هستی؟!!!!!!!!!!
لینک
۱۳۸٥/۱/٢٠ - parviz mohammadi