وقتی تو می اَیی   

وقتی تو می اَیی

دلم یه جوری می تپه

یه حس خوب توی خیالم می پیچه


گم شده ئ من انگار از تو قصه ها می رسه

انگار تمومه بلبل ها واسه ئ تو شعر می خونند

با اومدن تو انگار تموم گل ها تو باغ دلها می مونند

وقتی تو از راه برسی


بوی بهشت می پیچه توی تموم کوچه ها


نرگسی های عاشق به هم میدن بوسه ها


دستهای سرد و بی کس پر از عشق خدا می شند


همدیگر رو می گیرند عاشق بی ریا می شند


وقتی که تو می اَیی


توی دل عاشق غریب

شعله عشق می کاری


وقتی مه تو می اَیی


من خودمو گم می کنم


از شوق تو نمی دونم چکار کنم


بخندم یا گریه کنم


سازو بدستم بگیرم از شعله های عشقت برای تو من بخونم


می دونم که همین روزا


می رسی تو از راه


زندگی ما ها رو معنی تازه ای می دی


برامون تو قصه ای از بهشت و نور خدایی میگی


دو باره تو کوچه ها عطر خدا می پیچه


کلاغ تو غصه ها به خونه ش باز می رسه


من سازمو دو باره دستم می گیرم


تو کوچه های شهرمون نغمه های تازه می خونم


برای همیشه عاشق پاک می مونم


اگه تو بیایی اگه تو بیایی....اگه تو بیایی....

لینک
۱۳۸٥/۳/٩ - parviz mohammadi