از قروه درجزین تا بوسنی. اولین شعر خواهرم لیلا   

از قروه درجزین تا بوسنی .اولین شعر خواهرم لیلا


تو هشت سالت بود که برای من نامه نوشتی

از قروه تا بوسنی را تو برام لاله کاشتی


چه مهربون چه خوش زبون بود نامه ات

تو در دلم نشان مهربانیها را افراشتی


چه مقدس چه با طراوت بود نامه ات


در غربت با نامه ات بار غربت از دوش دلم برداشتی


زبان دلت را انموقها درک می کردم کاشکی


کاشکی کاشکی


کاشکی حالا من بتونم


غصه هاتودرک بکنم


کاشکی تو در دلت غمی نداشتی کاشکی در باغهای خوشبختی قدم می زاشتی


خدا کنه یه روزی بتونم

صحرای خیالتو پر از لاله ببینم


خدا کنه بتونم غصه ها تو با شعرهام بگیرم

بجاشون بهت من یه باغ خوشبختی بدم


بلند شو سازمو بیار



تا برات از دل بخونم


تا با سازم از اسمون برات ستاره بچینم


مثل اون موقع ها تو اَسمون نام تو رو من ببینم


بلندشو سازمو بیار


با اون نگاه پاک خود در دل من نغمه بکار


تا که من ازتو بخونم

تا که دنیا پر از نام لیلا بشه


باغ دلت پر اَواز اَن بلبل شیدا بشه


بیا با شعر نگاهت صحرای افکارمو


لاله بکار خواهرم


تا دو باره با خنده هات خونمون پر از عطر فردا بشه


صحرای اندیشه مون پر از نام خدا بشه




لینک
۱۳۸٥/۳/۸ - parviz mohammadi