شوکران عشق   

آخ که چه شیرین است شوکران عشق تو را نوشیدن

همه قالب ها زمانه را شکستن

عربده کشیدن

خروشیدن

سوختن و جهانی را از سوز عشق تو افروختن

دار و ندار خویش به پای عشق تو ریختن

خاکستر شدن

اما دوباره و دوباره

تولد یافتن

و باز به تو دل باختن

انگور عشقت در نهانخانه  دلم

شراب می شود

ناب می شود

من از شراب عشق تو سیر نمی شوم

با عشق تو جوان می شوم

هیچ پیر نمی شوم

عشقت گاه شوکرانیست  تلخ

که حریسانه چون شرابی شیرین سرش می کشم

بندهای زمانه را می شکنم

من به غیر از عشق تو

بر همه چیز عصیان گرم

سر کشم

لینک
۱۳٩٥/۱۱/٢ - parviz mohammadi