شهرستان رزن و دنیای ناشناخته در زیر کوه چانوگرین   

شهرستان رزن و دنیای ناشناخته در زیر کوه چانوگرین.
شهرستان رزن در 80 کیلومتری شمال شرقی همدان قرار دارد.این شهرستان مرکز دیار باستانی درگزین . و از این دیار علما و شعرا و وزرایی بر خاسته اند.و یکی از شاخه های راه ابریشم از دامنه کوه های خرقان و از دیار درگزین می گذشته است.و درگزین دیار مقدسی بوده و زیارتگاه های متعددی در ان وجود داشته و دارد . و اَورده اند که 7 عارف نامی از مریدان ابایزید بسطامی در این دیار ماوائ داشته اند.در 12 کیلومتری شرق شهرستان رزن کوه چانوگرین قرار دارد که به کوه دو برادر شهرت دارد.در دامنه این کوه روستای رویایی چانوگرین و و سمق جای گرفته اند.اَثار بدست اَمده از این کوه نشان می دهد که به احتمال یقین زمانی در بالای این کوه قلعه ای بوده است.و هنوز هم مردم این روستا ها در شب اول سال نو بر بالای اَن اَتش به پا می کنند.از زیر این کوه نهر بزرگی جاری است.از قدیم مردم محلی افسانه ها ی عجیبی در مورد وجود یک شهر شگفت در زیر کوه چانوگرین تعریف می کردند.پیر مردها تعریف می کردند که برخی سعی کرده اند به بخش هایی از این شهر شگفت در زیر کوه وارد شوند که موفق نشده اند.می گفتند در بعضی از خیابانهای شهر زیر کوه جمجمه و استخوانهای انسانها دیده می شود.و ظروف طلا و جواهرات در دلانهای اَن برق می زنند.در سال 1352زمانی که من دوم راهنمایی بودم به اتفاق معلم عارف و دانشمندمان اَقای حسن رابطی که ما دانش اَموزان را به سفر قلندرانه به قله اَن کوه برده بود... خواسهیم وارد اَن دنیای عجیب زیر کوه چانوگرین شویم ..که معلم من منصرف شد.

اما من از کودکی هر جا سخنی از اَن کوه به میان می اَمد با جان ودل بدان گوش فرا می دادم.

و در هر فرصتی به اَن کوه می رفتم و اَثاری از اطراف اَن جمع می کردم.و در ذهنم کاخ بالای کوه را می ساختم و در عالم خیال وارد دنیای شگفت زیر کوه چانوگرین می گشتم.

تا اینکه در سال 1375 به اتفاق یاران با وفایم که عالم و شاعر و خداجویند و معلم.اَقایان محسن وثاقتی و جهانگیر طاهری و دوست بزرگوارم که خداجوی و حق پوی است یعنی اقای سلطانی از فرمانداری رزن و با مساعدت و پشتیبانی فرمانداری رزن و فرماندار فرزانه رزن راهی سفری ناشناخته شدیم. از یک چاهی که در دامنه کوه و در بالای روستای وسمق قرار داشت و روی اَن با سنگ اَسیاب پوشانده شده بود وارد شدیم.

حدود 30 متر از چاه که قطر اَن حدود یک متر بود به سختی پایین رفتیم.به یک سالن کوچکی حدود 3متر در 3متر به ارتفاع حدود 2 متر و نیم رسیدیم.وسط این سالن دو باره چاهی بود از اَن چاه پایین حدود 40متر پایین رفته و به سالن بزرگتر رسیدیم.دو راه در سالن وجود داشت.به صورت قاری تنگ و ما سینه خیز رفتیم حدود 60 متر .بعد وارد یم دنیای دیگر شدیم.دالانهای متعدد و سالنها و میدانهای متعدد.3 ساعت رفتیم گویی قرنها از دنیای بیرون دور گشته بودیم.

اما تجهیزاتمان تقریبا صفر بود.و زیاد می توانستیم تحرک داشته باشیم.اما اَثاری که در اتاقها و سالن ها پراکنده بود حکایت از استقرار تمدنهایی متعددی در اَنجا داشت.ما گویی 7 مرحله اخلاص را پشت سر نهاده بودیم و به یک حیرت و حال خاصی رسیده بودیم.


لینک
۱۳۸٥/۳/۳ - parviz mohammadi