دکان کوچکی در قروه درچزین که دانشگاه بزرگی شد   

قروه ای باشعوره

قروه ای با غروره

قروه عشق و   سروره

قروه ای از غم دوره

قروه  ای در دل آباده

از کینه ها ازاده

بیا بیا به قروه

تحفه ببر تو توبره

تو توبره ات صفا ببر

گوهر پر بها ببر

تحفه قروه صفاست

قروه ای اهل وفاست

قروه ای وفا داره

روح رها داره

قروه ای تاریخ داره

در عمق عشق بیخ داره

ریشه اش تو عشق عمیقه

میوه اش دُر و عقیقه

قروه ای تو کار دقیقه

قروه با خدا رفیقه

قروه خدا رو می خواد

خدا قروه رو می پاد

بپا رخ خدا را

با عشق او خود آرا

با عشقش زیبا می مونی

به عشقش آواز می خونی

با عشق او به پا خیز

به عشق او بیاویز

 

ارا به عشق دل را

اباد کن منزل را

بیا به قروه بیا

عاشق و پاک و بی ریا

قروه بازار داره

بلبل با سار داره

بازار از  غم  بیزاره

تودل شادی میزاره

باز ارش راز داره

باغاش سرو ناز داره

قروه بیا شاد باش

در دلت اباد باش

دل کسی را نیازار

به عشق گل را به ناز آر

بازار کتاب داره

نان و کباب داره

شاعر ناب داره

گل و گلاب داره

تاجر طاهر داره

استاد ماهر داره

در یک دکان نقلی

نشسته علی اوغلی

علی طبل نواز بود

دلش در فراز بود

ساکت و خاموش بود

رطلش همه نوش بود

نشسته جای پدر

استاد والا پسر

نوه اُردوخانه

افسر دل و جانه

حکمت عرضه میداره

پند ارزونی داره

پندش دُر و گوهره

کلام او نوبره

اندیشه ات قشنگ می شه

دُنیات رنگارنگ می شه

فکر تو تازه میشه

عشقت بی اندازه می شه

مهدی مهدش اندیشه است

مهدی با عشق هم ریشه است

گوهر و عقیق داره

دلی رقیق داره

بسیار رفیق داره

ساعت دقیق داره

در کار دل دقیقه

با عاشقا رفیقه

حرفاش شیرینه شهده

دکانش علم را مهده

دکانش دانشگاهه

سفره حق به راهه

دور از افسوس آهه

اگر تو عاشق باشی

خلاق و شایق باشی

مدرک دل می گیری

دور می شی از اسیری

امیر معرفت می شی

محکم و با همت می شی

دیده دلت باز می شه

احوال تو ساز می شه

دنیا برات ناز می شه

گفتارت  آواز می شه

بیا با عشق خود آرا

تا حس کنی خدا را

خندان سوی مهدی برو

 با شوق بی حدی برو

خادم و دربانی برو

سلطان و شعبانی برو

نونزد شعبانی برو

گر این گر آنی برو

گر یدکدل و جانی برو

بنده عشق و شور باش

از غم وغصه دور باش

 

لینک
۱۳٩٥/۱٠/٢٩ - parviz mohammadi