رد و نشانی از تاریخ شطرنج در منطقه رزن و قروه درجزین و یا درگزین باستان   

اولیا چلبی  سفر نامه نویس مشهور امپراطوری عثمانی در حدود سیصد و هفتاد سال پیش از شهر درجزین و یا درگزین دیدار نموده است.

او این شهر را بسیارزیبا  توصیف  کرده و می نویسد شهر درچزین دارای بازار های سنگ فرش شده و تمیز می باشد و نیز شهر درگزین و یا درجزین دارای پنج مدرسه است.در مدارس آن زمان علوم مختلف از جمله نجوم و کیمیا  یا شیمی و فلسفه و ریاضیات و طب و علوم دیگر تدریسمی شده است.به نوعی می توان گفت که درجزین و یا درگزین دارای پنج دانشگاه بوده.

او اضافه می کند که مردم درگزین در علم نجوم و ریاضی مهارت دارند.

لازمه مهارت داشتن مردم یک منطقه  در یک موضوع و در علم و یا صنعتی ،   داشتن سابقه طولانی آموزش زیر بنایی و اصولی آن علم در آن  منطقه می باشد.همچنین شاید بتوان گفت یافتن مهارت در علم ریاضی و نجوم نیاز به توانایی ذاتی و موروثی داشته باشد.بدین معنی که مهارت  مردم درجزین و یا درگزین و منطقه رزن و قروه  در علم ریاضی و نجوم نشان از داشتن ذهنی پویا و جستجوگر مردم آن منطقه از دیر باز  باشد.

همانگونه  که در نوشته های پیشین به استحضار رسیده است.منطقه درجزین و یا درگزین و یا رزن و قروه درچزین در کنار یکی از شاخه های راه ابریشم قرار داشته است.ارتباطات تجاری و علمی  و فرهنگی با ملل مختلف باعث این شده  بوده است که مردم این منطقه اطلاعات خوبی از کشورهای مختلف داشته باشند و بسیاری از علوم را  از  این طریق بیاموزند.

با توجه به اینکه مردم این منطقه در ریاضیات و نجوم تبحر داشته اند،شاید بتوان گفت از دیر باز مردم منطقه رزن و درگزین  و قروه درجزین در شطرنج هم مهارت داشته اند.چرا که شطرنج ذهنی حسابگر و هوشی تیز می خواهد.

 

یکی از نمونه عالمان و دانشمندان نابغه منطقه درجزین و رزن  که به نظر می رسد  که در بازی شطرنج و تخته نرد   مهارت داشته  و در شعری بسیار زیبا  به توصیف شطرنج و تخته نرد  پرداخته است  ،مرحوم سید احمد مجتهد تفرشی درگزینی می باشد.

دانشمند و عالم و شاعر نابغه منطقه درگزین و یا درجزین و رزن سید احمد درگزینی تفرشی شاید  یکی از عالمان و دانشمندان بر جسته منطقه ما باشد که متاسفانه آثارشان معرفی نشده است و یا در طول زمان از بین رفته است.

سید احمد مجتهد درجزینی و یا در درگزینی تفرشی در حدود صد و پنج سال پیش از دنیا رفته اند.

 نبوغ  و توانیی  قابلیت  های شگفت او را در عرصه های مختلف می توان در اشعار پخته و قوی او یافت.

  این عالم و شاعر و دانشمند بزرگ را یعنی سید احمد تفرشی درگزینی را  مرحوم علی کمالی   در مجله وارلیق در  سال 1365  معرفی نمود ه اند.

مرحوم علی کمالی  بند امیری  ساوه ای  محقق خستگی ناپذیر و نویسنده و شاعر و طنز پرداز و ترک شناس بر جسته ای بودند که عمر خویش را صرف گرد آوری اثار شاعران ترکی و فارسی نویس منطقه همدان و ساوه و اراک و شیراز نمودند.خدا وند متعال رحمتشان کند.

اینک نمونه ای ازاشعار سید احمد مجتهدتفرشی درگزینی را در اینجا خدمت شما می آورم.

در این شعر این شاعر و دانشمند نابغه شناخت  و تبحر خود را در شطرنج و تخته نرد و نجوم به نمایش می گذارد

شبانگه راهب زر بفت دستار مسیحایی

بخاک افتاده بهر سجده اندر کنج تنهایی

ز دیر دیر پا آویخت بس قندیل رخشنده

عیان تربیع خاج اماده تثلیث چلیپایی

زبس اشکال تو در تو چو انجیل نگون بر رو

گرفته کیش ترسا چرخ با این خط ترسایی

فکنده سفره شطرنک آورده دو صد نیرنگ

بمانی راه بسته تنگ بر هر شاه والایی

عجایب تخته نردی ساخته بازیگر گردون

به ششدر در همه زان مهر ه سیمین  تخته سینایی

شده ناهید خنیاگر و بهرام جنگ آور

نه آن را مهر احبابی نه این را کین اعدایی

جهان از ظلمت آسوده  خلایق جمله آلوده

من از افکارفرسوده به نفرت از تن آسایی

آشنایی من با شطرنج

معلمی بنام فیروز احدی

به یقین باید گفت یکی از کسانی که  من در خانواده از او الهام گرفته ام،پسر خاله دانشمند و اندیشمند م جناب اقای مهندس فیروز احدی  می باشند. هنوز خیلی کوچک بودم که از او یاد گرفتم به مسایل کشور بیاندیشم و اخبار را پی گیری نمایم.

مهندس فیروز احدی را می توان نابغه ای خواند که ذهنی پویا و تحلیل گر در مسایل ریاضی و مسایل فلسفی و ادبی  و هنری  دارند.او از دانشجویان پلیتکنیک زمان شاه بودند.کتابهای او را که در خانه خاله ام  می خواندم.

اشعار شعرای نو پردازی مثل احمد شاملو را اولین بار از میان کتابهای یافته و خواندم.درک اشعار احمد شاملو برایم دشوار می نمود. شاید چند ماه کتاب اشعار احمد شاملو را با خودم به صحرا می بردم و در خلوت می خواندم ولی درک نمی کردم.

کوه نوردی را هم از ایشان آموختم.در سالهای 1352 شروع به کوه نوردی کردم. کتابهای او را در زمینه شناخت موسیقی و آموزش شطرنج و فلسفه زیبایی شنانسی را خواندم.

شاید در سال 1353 پسر خاله ام فیروز شطرنج  را به برادرانش آموخت.من هم در خانه خاله ام مرحوم سکینه قنبری شطرنج را از پسر خاله هایم آموختم.باید بگویم خاله ام مرحومه سکینه قنبری که بانویی  اهل کتاب و اهل شعر و ادب بودند تاثیر به سزایی  بر اندیشه و روح من نهاده اند.خانه خخاله ام محل اندیشه های فیلسوفانه و ومحل صحبت های ادبی بود.بخصوص که خاله مرحومم در ادبیات ترکی شفاهی  تبحری خاص داشتند.

عاشق شطرنج شده بودم.

در آن زمان تابستانها جوانها در جلو  دبیرستان بدر قروه درجزین که تا کلاس نهم یا سوم راهنمایی بیشتر کلاس نداشت ، جمع می شدند.   مدرسه دیوار نداشت. اطرافش بیابان بود و بیشه زار . جوانها  در بشه زار  جمع می شدند و ورق بازی می کردند.من اولین بار  شطرنج را به  آن جمع بردم. ابتدا با دید تمسخر آمیز به من و شرنج نگاه می کردند. ولی کم کم شطرنج بین دوستان رواج یافت و ما حتی  اغلب  روز ها  یک دیگ کوچک و یک کتری و قوری به صحرا می بردیم و غذا و چای درست می کردیم و در صحرا ساعتها شطرنج بازی می کردیم.بعضی مواقع بازی ما تا تاریکی شب طول می کشید و بازی ادامه اش برای فردا می ماند.

در سال 1358 که به سربازی رفتم  دوره آموزشی را در کرمان گذراندم.بعد به پادگان اصفهان آمدم.

بازی شطرنج را در آنجا راه انداختم.ابتدا بعضی از  تعدادی سربازان  باشطرنج مخالفت می کردند و آنرا حرام می دانستند.حتی یک  عده ای از انها بار بازی ما را به هم زدند و برای همین  من با آنها در گیر شدم .در نهایت بازی شطرنج در خوابگاه جا افتاد.کسانی که من به انها شطرنج یاد داده بودم مرا گاهی وقتها می بردند.

بعد از سربازی هم در قروه با دوستان اغلب در شب نشینی ها شطرنج بازی می کردیم.

دختر یک اسطوره در قروه درجزین که قهرمان شطرنج شد

 

 دختر بزرگوار دوست اندیشمند و اسطوره سانم جناب آقای مهدی شعبانی که نقش مهمی در کتابخوانی و سالم سازی محیط و کتابخوانی و اندیشه ورزی در میان نسل های مختلف داشته و دارند،قهرمان شطرنج در استان و منطقه هستند.استاد مهدی شعبانی شطرنج را در دانشکده افسری اموخته بودند.ایشان در چندین رشته قهرمان بودند.

 

لینک
۱۳٩٥/۱٠/٢٩ - parviz mohammadi