اَری اینجا بوسنی است   

بوسنی را دوست بدار ای دوست

و باورش کن .

یاران محمد و پیروان ره عشق

و راهیان حق اینجایند

صادقند و دلپاکند

اما بسیار تنهایند

قرنها قبل راه محمد را گزیدند


مدرسه ها ساختند

بازارها به پا نمودند


و کاروانسراها بنا کردند


و اندشه هاشان مروارید شد


و زنان و دختران اَراسته و خندان به مسجد رفتند


و در روستا ها زبان عربی و ترکی و فارسی


را روستاییان حتی اموختند


پیروان پیامبر پاکیها


نغمه های دوستی سر دادند


به انسانهای دیگر صداقت و خداباوری و مروت هدیه دادند


و چهارصد سال قبل

جوانی از روستای بوسنی به دنبال مولانا

شوریده و رقصان

راهی سرزمین پارس گشت


همو . برمثنوی و بر دیوان حافط تفسیر نوشت


و در بوسنی مردان و زنان


ا ز مسجد شادان به خانقاه شدند


و با شعر مولانا رقصیدند


همه خداجو .همه خداگو


یاران محمد


بر هیچ کس کینه نورزیدند


اما سیاه دلان جغدسان


از پاکی یاران محمد از نور انسانیت ترسیدند

و از روشناییهای نگاه حق پرستان به خود لرزیدند


و با اهریمنان همدست شدند


و هر روز یاران راه خوبیها را


کشتند. اَری ای دوست هر روز .هر روز


اما انانکه افتاب در دلشان می تپید


دشمنان را باز بخشیدند


تسلیم غم نشدند .


باز به دشمن سلام کردند

و دشمن اهرمن صفت .که کتاب را و قلم را

و تمدن را از یاران محمد یافته بود


و هر روز خون ریخته بود


جواب سلام را ندادند


اَری اینجا بوسنی است


سرزمین ترانه و دوستی و ایمان


و قرنهاست یاران محمد را می کشند در اینجا


و باز هنوز .پیروان پیامبر پاکان می خندند


و با انکه قرنهاست تنهایند


اما دل به یاسها نمی دهند


و تو را به سفره معرفت خویش فرا می خوانند


و از تو دینت را نمی پرسند


انها چشم به راهند.تا مگر کسی بیاید


با دستان نورانیش .درک روشنایی را به جغدهای اهریمنی


بیاموزد.


لینک
۱۳۸٥/٢/٢٧ - parviz mohammadi