وقتی که سارایو می رقصد   

غوغایی است در سارایو

اَفتاب بر سر و روی درختان پر شکوفه ا ی


که سارایو را در بر گرفته اند

تابیده

و از هر سوی نغمه ای به پاست



همه جا صدای شادمانی است

همه جا رقص و اَواز


و رود بزرگ اَبی وصاف

خندان و اَرام از میان شهر میگذرد

و با دستان اَبی و صافش

دل تو را از دلتنگی ها می شوید

و اضطراب ها را از خیالت می شوید

و روحت را نوازش می دهد


..........نگاه کن می بینی..؟


چه سان دختران و پسران عاشق و غزلخوان


فارغ از هر دو جهان


با خنده هایشان و با نگا ه هایشان


زندگی را ساده و بی اَلایش تفسیر می کنند


بازار قدیمی سارایو با کالا های جور با جورش


جلوه ای دل انگیز دارد

و مسافرین که از دیاران گوناگون برای تجربه صادقانه زیستن



و در قصه ها رفتن ..


بدینجا امده ......و در سنگ فرش بازارچه ها قدم می زنند


و تبسمی از خوشنودی ها بر لب دارند.


و در میدان قدیمی سارایو


گروهی دختر و پسر دست در دست هم می رقصند


تو بیا با هم با اَن مسافران صداقت


وارد حلقه رقصشان شویم


اینجا شرم نکن

کسی تو را ماخذه نمی کند

و کسی تو را نکوهش نخواهد کرد


می بینی این مساجد با شکوه را که بوی معنویت می دهند.


امروز ظهر این جوانان عاشق با عشق به نماز ایستاده بودند



اینجا دل را از اضطرابها بشوی


به مسجد رو و با ما به رقص و اَواز بیا


سارایو با تو خواهد رقصید


سارایو با تو خواهد خندید.

و سارایو ترانه های پنهان دلت را خواهد خواند


بیا وبیا با سارایو با هم برقصیم


و از هیج کس نترسیم.


.



















کسی تو را نکوهش نخواهد کرد


کسی تو را مائخذه نخواهد کرد






نگاه کن می بینی چه سان


دختران و پسران عاشق و غزلخوان


فارغ از هر دو جهان


با خنده هایشان و با نگاهایشان


زندگی را با عشق تفسیر می کنند


هد نمود







لینک
۱۳۸٥/٢/٢۳ - parviz mohammadi