بابا شاعر قروه ای   

بابا شاعر روحت شاد باشه

خونه عاقبتت همیشه اَباد باشه

بابا شاعر توی صحرا هنوزم برزگرا می خونند شعر تو را


با اینکه خیلی کسا بار سفر بسته و رفتند

از این خاک و دیار


اما قروه و دیار درگزین


بازم عاشقای حق زیاد بار می یاره


هنوزم دخترت توی دل قروه ای ها


گل افتاب می کاره


بابا شاعر عمر ی راه حق نشون ما دادی


گفتی که اگه بنده حق باشی


تو اَزادی

د

تو بودی که گفتی بنده خدا باشیم


خدایی که مهربونه همیشه


خدایی که در دلهای ما داره ریشه


چه نکو چراغ راه ما شدی


تو بودی که اندیشه مونو بال و پر دادی


رسم تو رسم جوانمردی بود


مثل مولایمان علی


دلت از درد دل سوخته دلان

لختی اَرام نشد

حا لا قروه با شعر تو بیدار می شه


دخترت چراغ بدست


توی شبهای سرد و راه های و سخت و پست


برای راهیان حق .راهدار میشه


دروازه خونه ات را همیشه باز می کنه


شعر انسانیت و ساز می کنه


سفره اش همیشه بازه و پر از نان و نمکه


دیگ اَشش با سبزیهای صحرای دوست


رو به راهه همیشه


کسی از دروازه اش بی خدا رحمت کنه .رد نمی شه


بابا شاعر


شعرتو رو عاشقا با ساز می خونند


جو ونا با شعر تو دل به خدا می سپرند


با این همه ای بابا ی شاعر ما


در اون بالا همیشه ما ها رو تو بکن دعا


تا خدا دور کنه ما رو از گناه

قروه از نفس شیاطین پاک بشه


دل قروه ای از خاک بر افلاک بشه


باباشاعر

اون بالا .بگو به خدا

مارو از حق نکنه هر گز جدا

بابا شاعر


























مردمان





لینک
۱۳۸٥/٢/۱٧ - parviz mohammadi