یاران عیار...تقدیم به انان که جانشان به راهشان   

بوسنی در بی کسی ها بال و پر ش می سوخت


و همسایه بی مروت

برقلب پیر زنی که دیروز او را نان داده بود

خنجر می زد


باور نمی شد کرد

چه ناکسی ها که بر انسان ها ی بی ریا و پاکی



که دستانشان و دلشان پر از گل دوستی بود

از سوی همسایه روا می شد


ناکسان سلاح بر دست


پشتشان گرم


از غرور شیطانی سرمست


اما افسوس . پاکان مانده بودند بی ریا و بی کس


و انگاه یاران عیار


از سر زمین عاشقان حق پرست


امدند سلاح ایمان بر دست


شنل ارغوانی


و کمانی بر دوش

و قطاری از پیک های اتشین حمایل بر تن


پای بر رکاب رخش رستم نهاده


می تاختند در شهر ی که در تنهایی خویش کز کرده بود

و می کاشتند در اتشدانهای سر د سر در خانه ها

مشعل جوانمردی را


انان از تبار پیامبران بودند


از بند ها رها و بندگان خدا بودند


از نواده گان ققنوس


از همرزمان رستم

از پیروان شیر خدا بودند


ناکسان نمی توانند بست دهان بلبلان را


و نتوانند شکست بال پرواز خوبان را


بوسنی با اواز عیاران سرزمین ایمان و عشق

دو باره جان گرفت


عیاران حق پرست .اواز خدا را خواندند


نام خدا در تمامی سر زمین بوسنی پیچید


ناکسان بر خود لرزیدند


دستانشان بوی جنایت می داد


و دلشان گندیده بود


هزاران دل عاشق را خنجر زده بودند


ناکسان از اواز اسمانی عیاران

می هراسیدند


ناکسان در ورای نگاهشان اهرمن سوسو میزد

از خویش می گریختند

بوسنی با جان عیاران جان گرفت


عیارانی که جانشان به راهشان بود


یاد همه انان که از سرزمین ایران امدند و بوسنی را نجات دادند گرامی باد.
لینک
۱۳۸٥/٢/۱٢ - parviz mohammadi