شهرستان رزن و بابا شاعر و....   

شهرستان رزن اکنون قصه ها و غصه ها ی خود را دارد.اما هنوز روح علمای و عارفان که ریشه در ان دیار دارند و داشته اند مرا به سوی خویش فرا می خوانند.هنوز امامزاده اظهر درگزین برای من مقدس است. ما در 21 ماه رمصان با پای پیاده از روستای خود قروه درگزین برای زیارت به ان امامزاده می رفتیم.ان بنای 12 ترکه بلند اجری برای من هنوز نماد نیایش اشت.خدا رحمت کند عمه مهربانم را فرخنده را که بی الایش و پاک بود و همیشه در زحمت و کار و تلاش .فرزندش محمود که پسری ساده بود در جنگ ایران و عراق اسیر نیروی دشمن گشته بود عمه ام سالها نمیدانست که ایا محمود شهید شده و یا که زنده است .همیشه چشم به راه بود و نذر کرده بود که اگر محمود برگردد او با پای برهنه و پیاده به زیارت امام زاده اظهر برود.جنگ پایان یافت و محمود امد و عمه فرخنده من به نیت خویش عمل نمود.و پس از چند سال در سل 50 سالگی به معبود خویش شتافت.و محمود هنوز هم پاک و صادق است و زندگی ارامی دارد .و من هنوز شبها به سوی دیار درگزین سفر می کنم .هنوز در عالم رویا نعمه های ترکی کشاورزان را می شنوم که در صحرا به هنگام ابیاری بیل بر دوش و چراغ بر دست می خوانند. وه چه شگفت می خوانند.هنوز بابا شاعر را می بینم که در ایوان خانه گلی اش نشسته است و با صدای دلنشینش اشعار مولانا را و اشعار خودش را می خواند. و می بینم یک روز بهاری را پس از باران در اسمان رنگین کمان گشیده شده است.و دختری پشت دار قالی نشسته است و از روی رنگین کمان قالی می بافد و عشقش را در ان به تصویر می کشد. و در روستای ایمان که جایگاه عاشقان الله و رسولش و اهل بیت می باشد .هنوز تعزیه می خوانند و هنوز درویشی بنام قندعلی اشعار پند اموز می خواند و به یک تکه نان قانع است.انها دریای جوشان عشقند مبادا به مدرک خویش غره شوید و به لباستان و

امروزی بودنتان ببالید. بیایید برویم به محضر میرزا خیرالله قروه ای که کشاورزی است اهل حکمت

و شعر و ساده و بی الایش و از او بسیار بیاموزیم.
لینک
۱۳۸٥/٢/٧ - parviz mohammadi