ای مهربان مرو از پیشم   

ای مهربان

من و تو باید چون اشنایان دیرینه

احساسمان را پنهان کنیم

می دانم که تو دیگر به جهانی دیگر تعلق داری


و تو می دانی که من دیگر اینجایی نیستم

با همه اینها ای مهربان


سخت دلم در تپش است

و غم غریبی وجودم را گرفته است

اما باید مثل دیگران تبسم رسمی بر لب داشته باشم


و چنان وانمود کنم که خداحافظی عادی است


و رفتنت برایم عادی است


و حتی باید نگاهم را از تو پنهان سازم


و از دیگران


چه تلخ است رفتنت


چه تلخ..

ای کاش می شد که به تو می گفتم نرو .بمان

ای کاش که می شد با هم همسایه می شدیم

و راز دل خویش را با ترانه به هم می خواندیم

ای کاش می توانستم فریاد بزنم

گاهی به پرندگان باغچه تان حسرت می خورم

که ازادانه تو نگاه می کنند

و برای تو می خوانند

و همیشه پیش تو می مانند


ای باغ ارزوی من


ای دلبر قدیمیم

مرو .مرو .پیشم بمان


بگم ای مهربان .مرو .بمان.


لینک
۱۳۸٥/٢/٧ - parviz mohammadi