شکوفه ها بر مزار عمر خیام   

صادق هدایت در باره عمر خیام می گوید .رباعیات عمر خیام درد فلسفی بشریت را برای همه اعصار و اغیار در قالب روان و اهنگین بیان می نماید.و روح ادمی را از بند اوهام می رهاند.و من اکنون در این کاروانسرای تاریخی که بر دیوارهای ان رباعیات عمر خیام سالهاست نقش بسته .هر روز به محضر ان حکیم مشرف می شوم و او با صدای ساز ربابش و با رباعیاتش سر مستم می سازد.امروز دیدم که تک درخت پر شاخه و برگ که در وسط محوطه کاروانسرا که سنگ فرش است .همچو عروسی با لباس گلدوز شده خویش تمامی حیات را گرفته. و بر روی صندلیهای بافته شده از ترکه های چوب که بر روی انها مسافرین از سرزمین ها ی مختلف نشسته اند و شکوفه های انبوه ان درخت تمامی حیاط سنگ فرش را پوشانده است.یاد گفته های یکی از بزرگان همدوره عمر خیام افتادم که نوشته است که زمانی در کاروانسرایی در بلخ عمر خیام زیارت کردم .او با خنده به یاران خویش مگفت.وقتی من بمیرم بر مزار من شکوفه خواهد بارید.او می کوید من ان زمان با خودم گفتم سخن نا پخته ای اینگونه از حکیمی چون عمر خیام بعید است و سخنانش را باور نکردم.سالها گذشت و ان مرد وارسته از دنیا رخت بر بست.و من روز در گورستان نیشابور قدم می زدم نگاهم به قبری افتاد که نورانی و پوشیده از شکوفه بود .پرسیدم انجا قبر کیست ؟گفتند قبر عمر خیام است. خداوند رحمتش کناد او را و باباحسن قروه ای را که پدر بزرگم بود و مرا با ان حکیم بزرگ اشنا ساخت و فکرتم را بال و پر داد.و خدا رحمت کند قدرت الله رضایی پدر خانم را که رادمردی بود بی بدیل. اغلب رباعیات حکیم عمر خیام را می خواند. و خدا رحمت کند جرالد ادواردز فیتز را که صد سال و اندی قبل عمر خیام را به جهانیان معرفی نمود. و در کنار مزار ادوارد در لندن بذر گلهای مقبره خیام شکوفه دادهاند.

لینک
۱۳۸٥/٢/٦ - parviz mohammadi