تو را باور دارم.....به افسانه محقق   

تو را باور دارم

در این هیاهوی بی کسی

که نمی توان کشید براحتی نفسی

و در این ازدهام تلخ

که گویی جهان گشته نگون بخت

وه که چه زیبا نغمه دوستی را می خوانی

وه چه دلنشین زبان دل را می دانی

و چه شیرین
شراب شور و شیدایی را

در پیاله دلها می ریزی


و تنها با دیو تنهاییها می ستیزی

.......تو را باور دارم

تو اصلی

تو اصلی و به سر جشمه عشق وصلی


پیمانه ای از ان ده تو ما را و بنوشان

بشکن این سکون را .ما را بخروشان


ما ....

که ما

تشنه ایم .هر چند که در سر چشمه ایم


در بهت تاریکی ها ره گم کرده ایم

بیفروز و بسوزان ما را


که سر به راهیم و سر گشته ایم

شورمان ده شوقمان ده

مستمان کن . که سخت خسته ایم


و بخت برگشته ایم

تو را باور داریم

تو یک تنه بر خاسته ای


غوغایی در جانها افراشته ای


گل عشق در دلها کاشته ای


تو ..نغمه اسمانی سر می دهی


فکرت ما را بال و پر می دهی


تا که پیرامونت به شوق در ایند

تا سر به اسمانها سایند

تو پیامبر گونه دستانت پر از شکوفه های شعر است

با شراب کلامت ما می شویم مست

بغض ها را می شکنی در گلو ها

و جانها را پروازشان می دهی

ما را از بند خور پرستی ها می رهی

یک تنه بر خاسته ای

سبک بال

پر شور و پر بار

ما را به عشق فرا می خوانی

زندگی را لطف می دانی

.....عشق

تو می گویی عشق سر چشمه ای است

گر از ان بنوشی

شعله ور می شوی و می سوزی

تو می گویی ....سو ختن

تو صیقل می دهد
و سبک بال می شوی


مست و هوشیار می شوی

و دو باره زنده می گردی

و می خوانی اواز جوانمردی

بی ریا و خالص

با معرفت و عارف

راهت همه دوستی می شود


پیامت همه عشق


ما تو را باور داریم

ما تو را باور داریم


لینک
۱۳۸٥/٢/٦ - parviz mohammadi