امان الله مرادی بلبلی خوش اواز از قروه درجزین :: ۱۳٩٥/۱٢/۸
لاهور :: ۱۳٩٥/۳/٢٠
شوکران عشق :: ۱۳٩٥/۱۱/٢
رد و نشانی از تاریخ شطرنج در منطقه رزن و قروه درجزین و یا درگزین باستان :: ۱۳٩٥/۱٠/٢٩
رضا نمازی :: ۱۳٩٥/٩/٩
مروارید سیاه در قروه درجزین :: ۱۳٩٥/٤/٢٩
هانسو گروهین بیله مولاسو وار :: ۱۳٩٥/٢/٤
گون چیخدی لاله چیخدی(در آمد آفتاب و لاله در آمد) :: ۱۳٩٥/۱/۱٠
۱۳٩٤/۱٢/۱ :: ۱۳٩٤/۱٢/۱
بیایید برویم به روستای فارسجین رزن(گلین گئدک فارسونا) :: ۱۳٩۳/٩/٢۸
شعری برای فاطمه مرادیان .شاعره ای از قروه سنندج :: ۱۳٩٤/۱۱/۱
قمر باجو همسایه خوب ما در قروه درجزین :: ۱۳٩۳/۸/٢٤
ققنوس ها در قروه درجزین :: ۱۳٩۳/٧/۱٤
پرسید عشق چیست :: ۱۳٩۳/۱/٧
گروه موسیقی ایرانی در بوسنی :: ۱۳٩٢/۱٢/٢٠
برف و آفتاب و باغ :: ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
آهای مادر ِ خو بم! :: ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
تولد همسرم افسانه رضایی :: ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
عاشق شدم :: ۱۳٩۱/۱٠/٢٧
تاریخ تریاک و اعتیاد در قروه درجزین :: ۱۳٩۱/٩/۱٤
منده قوروا قوشویام :: ۱۳٩۱/٩/۱٠
تاریخ تعزیه در قروه درگزین :: ۱۳٩۱/٩/۸
زندگی در مه :: ۱۳٩۱/٩/٦
یه صبح پاییز :: ۱۳٩۱/٩/٤
حالا سنی سویرم :: ۱۳٩۱/٩/۳
اسرار شرابخانه از قروه درگزین تا روستای شوند :: ۱۳٩۱/۸/٢٤
قصه های خانه نایب حیدر در قروه درگزین :: ۱۳٩۱/۸/٢٠
گذری بر تاریخ نمایش وتاتر در قروه درجزین و نقش آقای حسن رابطی در آن :: ۱۳٩۱/۸/۱٥
حسن رابطی معلمی که انقلاب فکری در ما ایجاد نمود :: ۱۳٩۱/۸/۱٤
قصه یک معلم در قروه درگزین :: ۱۳٩۱/٥/٢٥
دیدار دبیرکل سازمان ملل از گالری اصفهان در سارایو :: ۱۳٩۱/٥/٢٠
عشق در قروه درگزین :: ۱۳٩۱/٤/۱٢
تعریف عشق :: ۱۳٩۱/٤/۱٢
بازگشتی دوباره :: ۱۳٩۱/۳/٢۳
آچان گولوم سولدی منیم نینییم(شعری زیبا از شاعر جوان قروه ای) :: ۱۳٩۱/۱/٢٧
عاشقم!عاشق! :: ۱۳٩۱/۱/۱٧
قارا گوزلو قروا لو قیز :: ۱۳٩۱/۱/۱٦
دخترم نازم دلارا :: ۱۳٩۱/۱/۱٢
باغ ستاره گان :: ۱۳٩٠/۱٢/٢٦
کوسا(کُسسا) ویا ا عمو نوروز در قروه درگزین :: ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
اللی یاشومو آشموشام من :: ۱۳٩٠/۱٢/٦
تولد یک شاهزاده خانم کوچک در روستای نییر :: ۱۳٩٠/۱۱/٩
رازها ی روستای رازین در قروه درجزین :: ۱۳٩٠/۸/٢٤
شیخ رشتی عبدالقادر گیلانی :: ۱۳٩٠/۸/۱۸
آلله قوروایا باخار :: ۱۳٩٠/٧/۳٠
سنفونی عشق مادر به فرزند :: ۱۳٩٠/٧/٢٢
درگزین را همچو دُری بر گُزین :: ۱۳٩٠/٤/۳٠
بوگنجه :: ۱۳٩٠/۳/۱٧
عاشق ِکوچک(بالاجاعاشیق)قسمت سوم :: ۱۳٩٠/۳/۱٥
عاشق کوچک(بالاجا عاشیق) 2 :: ۱۳٩٠/۳/۱٤
سنی گورورم :: ۱۳٩٠/۳/۱۳
عشق از درگزین تا آمریکا :: ۱۳٩٠/۳/۱٠
یاقچو دوستلار :: ۱۳٩٠/۳/۸
مست ِ عشق :: ۱۳٩٠/۳/٥
سکینه دختر حسن بابا و بانیو باغهای بهاری در قروه درجزین :: ۱۳٩٠/۳/٢
قصه قشنگ قالی :: ۱۳٩٠/۳/۱
دختر سعدی :: ۱۳٩٠/٢/٢٩
جام شراب خیام در سارایو :: ۱۳٩٠/٢/٢۸
عشق در غربت :: ۱۳٩٠/٢/٢٦
پیوستن به یار :: ۱۳٩٠/٢/٢۳
در شهر ِ یار :: ۱۳٩٠/۱/٢٧
سال نود :: ۱۳٩٠/۱/٢٤
بانوئی که در انقلاب در قروه درجزین رهبرمان بود(با احترام به روح رهای او) :: ۱۳۸٩/۱۱/۳
لای لای دئدیم یاتاسن(لای لای گفتم بخوابی) :: ۱۳۸٩/٩/٢
غروب قصه های قروه درگزین :: ۱۳۸٩/۸/٢٢
در ساحل خیال (برای دخترم دلارا) :: ۱۳۸٩/۸/٢٠
من یارومو اوزله میشم :: ۱۳۸٩/۸/۱۸
یه نفر میاد که من منتظز دیدنشم :: ۱۳۸٩/۸/۱٢
عاشق :: ۱۳۸٩/۸/۸
از حیدر بابا به باباطاهر :: ۱۳۸٩/٤/۱٥
برای پسرم شهریار که هیجده سالش را به پایان رساند :: ۱۳۸٩/٤/٩
فانی کهاردی 73 سال پیش در قروه درجزین :: ۱۳۸٩/٤/٢
عشق و دیگر هیچ :: ۱۳۸٩/۳/۳۱
مست به مسجد رفتم :: ۱۳۸٩/٢/٤
هفت سین نوروز 1389 در سارایو :: ۱۳۸٩/٢/۱
سر چشمه سبز بر بلندای ایران :: ۱۳۸٩/۱/٢٠
فرمانده جنگ، آرزو .عشق و شعر :: ۱۳۸۸/۱۱/٦
بیا پرواز کنیم :: ۱۳۸۸/۱۱/۳
شاید یک نیمائی دیگر :: ۱۳۸۸/۸/۱٧
خرداد هشتاد و هشت88 :: ۱۳۸۸/٦/۸
الله اکبر :: ۱۳۸۸/٦/۸
سوی حق :: ۱۳۸۸/٥/۱٢
عاشقان را از قفس آزاد کنید :: ۱۳۸۸/٥/۱۱
فصل عاشقی :: ۱۳۸۸/٥/٩
یک عمر برای عشق :: ۱۳۸۸/٥/۸
،ندا می آید از آسمان :: ۱۳۸۸/٥/٦
از عشق زمینی تا عشق الهی و باز عشق زمینی :: ۱۳۸۸/٥/٥
سالها پس از جدائی :: ۱۳۸۸/٥/٤
از خدا دور شدند :: ۱۳۸۸/٥/۳
با نام خدا تنها می توان دوستی آفرید و بخشید :: ۱۳۸۸/٥/۱
به دنبال تو می گردم :: ۱۳۸۸/۳/۱٠
آخ !! اگر او برگردد!! :: ۱۳۸۸/۱/۳۱
بایرام :: ۱۳۸۸/۱/٢٩
اسیر عشقم،آزادم :: ۱۳۸۸/۱/٢٧
عود و عشق :: ۱۳۸۸/۱/٢٦
عاشق زهرا :: ۱۳۸۸/۱/٢٥
گفته های یک کولی :: ۱۳۸۸/۱/۱٤
نوروز با طبیعت برفی سارایو :: ۱۳۸۸/۱/۸
من از تو دور نشدم :: ۱۳۸۸/۱/٥
مثل نوروز باشیم :: ۱۳۸۸/۱/٢
فرصتی برای مهربانیها :: ۱۳۸٧/۱٢/٢٩
عشق یالان اولماز :: ۱۳۸٧/۱٢/٢٥
نویسنده گان ناشناس :: ۱۳۸٧/۱٢/٢٥
یک راهبه مسیحی و عشق گمشده :: ۱۳۸٧/۱٢/٢٢
تو هیچ عوض نشده ای :: ۱۳۸٧/۱٢/٢۱
من شهریارم :: ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
در هوای سارایو :: ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
عمر خیام در سارایو :: ۱۳۸٧/۱٢/۱٩
ملاقات از پس دیوار ها :: ۱۳۸٧/۱٢/۱٢
به فرزندان ارومیه :: ۱۳۸٧/۱٢/۱٠
همسرم و نوای بلبلان :: ۱۳۸٧/۱٢/٢
عاشق و سازش :: ۱۳۸٧/۱٢/۱
بو نغمه اوستادومنان آلموشام :: ۱۳۸٧/۱۱/۳٠
با شب تا سپیده :: ۱۳۸٧/۱۱/٢۸
دو باره در دانشکده فلسفه :: ۱۳۸٧/۱۱/٢۳
رنگ چشم هایت :: ۱۳۸٧/۱۱/٢۳
بچه ها :: ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
عاشق و غربت و .. :: ۱۳۸٧/۱۱/۱٥
شب یلدا در سارایو :: ۱۳۸٧/۱٠/٥
عشقت را ابراز کن :: ۱۳۸٧/٩/۱۸
او به دنبال گنجینهء عشق است :: ۱۳۸٧/٩/۱٦
بیر گُو گَر چین اولایدوم :: ۱۳۸٧/٩/۱٦
ای کبوتر من ..... :: ۱۳۸٧/٩/۱٤
او شاید راه خدائی را می شناسد. :: ۱۳۸٧/٩/۱۳
نوای نی :: ۱۳۸٧/٩/۱٢
یک مادر و یک بانوی نمونه از قروه درجزین :: ۱۳۸٧/۸/٢٥
می توان در همه جا پنجره ای به سوی باغ خدا باز نمود :: ۱۳۸٧/۸/٢٥
همیشه می توانیم عاشق هم باشیم :: ۱۳۸٧/۸/٢٥
زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین :: ۱۳۸٧/۸/٢٠
آرزوهای سه کودک در سال 1995 :: ۱۳۸٧/۸/۱۸
قالی و گلیم ایرانی و قصه های هزار و یک شب :: ۱۳۸٧/۸/۱٧
رنگ عشق در قالیها و بافته های ایرانی :: ۱۳۸٧/۸/۱٦
تو که شعر و عشق و انسانیتی :: ۱۳۸٧/۸/۱٦
سفر در مِه به قصه های قروه درجزین :: ۱۳۸٧/۸/۱٤
معجزه قالی قم و عشق یک آمریکائی و ... :: ۱۳۸٧/۸/۱٢
تلاتمهاو آرامش :: ۱۳۸٧/٦/٢٠
من گئدنده قروادا چای آخاردو :: ۱۳۸٧/٦/۱٢
بنواز.به آن که شب را با نغمه سازش به رقص در آورد :: ۱۳۸٧/٦/۸
و من در این شب بی انتها با نغمه ای از آسمانها :: ۱۳۸٧/٦/۸
باعلی کمالی در قروه درجزین و در خانه جلیل اکبری در چانوگرین :: ۱۳۸٧/٥/٢٩
عاشقی از دامنه الوند و سر چشمه ء تشنه :: ۱۳۸٧/٥/٢٩
دختری از میان قصه.دختری به دنبال گمشده خویش :: ۱۳۸٧/٥/٢۸
تو بگو :: ۱۳۸٧/٥/٢٦
سفری با علی کمالی :: ۱۳۸٧/٥/٢٥
به صادق غفرانی وبه تمامی جوانهائی که می اندیشند و می نویسند :: ۱۳۸٧/٥/٢٠
شده آیا؟ :: ۱۳۸٧/٥/۱٩
یک شعر ترکی دیگر از نصرالله خان فانی در باره زندگی روستائیان درگزین :: ۱۳۸٧/٥/۱٧
نمونه ای از اشعار ترکی نصرالله خان اصلانی (فانی ) کاهاردی درگزینی :: ۱۳۸٧/٥/۱٦
بیا با هم در باغهای شعر نصرالله خان کهاردی(فانی) قدم بزنیم.(قسمت دوم) :: ۱۳۸٧/٥/۱٦
بیا با هم در باغهای شعر نصرالله خان کهاردی(فانی) قدم بزنیم.(قسمت اول) :: ۱۳۸٧/٥/۱٢
بو گئجه گَنَه عاشیق اولموشام :: ۱۳۸٧/٥/۱٠
قلب ها برای که می تپند؟ :: ۱۳۸٧/۳/٢٦
ما نمی میریم :: ۱۳۸٧/۳/٢٦
ما می توانیم در میان ملت ها جایگاه خوبی داشته باشیم. :: ۱۳۸٧/۳/٢٥
ای دوست :: ۱۳۸٧/۳/۱٩
امیر قمری مجد :: ۱۳۸٧/٢/۳۱
خدا را شکر که او را یافته ام :: ۱۳۸٧/۱/۳٠
خورجین و تار :: ۱۳۸٧/۱/۳٠
جنگ و عشق و گیتار :: ۱۳۸٧/۱/٢۸
با غوغای سارایو :: ۱۳۸٧/۱/٢٦
عاشق دوره گرد :: ۱۳۸٧/۱/٢٥
قصه ی یه قصه گو :: ۱۳۸٧/۱/٢۳
باغ خزانه .کوچه قلی زاده از سال 1335 تا سال 1386 :: ۱۳۸٧/۱/۱۱
رابطه جوانان آمریکائی با هنر ایرانی :: ۱۳۸٧/۱/۱٠
۱۳۸٧/۱/۸ :: ۱۳۸٧/۱/۸
با شعر امیر کاظمی از رویاهای قروه درجزین تا سرزمین فلسفه یعنی آلمان :: ۱۳۸٦/۱٢/٢٧
۱۳۸٦/۱٢/٢٥ :: ۱۳۸٦/۱٢/٢٥
شیراز .شهر شعر و شور :: ۱۳۸٦/۱٢/٢٥
ازفرزندان قروه درجزین باید گفت :: ۱۳۸٦/۱٢/٢۳
من سنی چوخ سویرم :: ۱۳۸٦/۱٢/٢٠
باز یاران عاشقانه :: ۱۳۸٦/۱٢/۱٧
در ايران :: ۱۳۸٦/۱۱/۱۸
دعای مادر :: ۱۳۸٦/۱٠/۱٠
قصه عشق در قروه درجزین :: ۱۳۸٦/۱٠/۸
ـتو آمدی :: ۱۳۸٦/۱٠/٢
سید علی تهرانی و دو مسافر :: ۱۳۸٦/٩/٢
بتول علی نیا و دو شاعره.یکی پروین و دیگری نازک :: ۱۳۸٦/٩/۱
دوستی سرزمین بوسنی و هرزگوین و ایران :: ۱۳۸٦/۸/٢٥
اسمائیل :: ۱۳۸٦/۸/٢٤
ای جهانیان! حال جهان را از دوربین رضا برجی بپرسید ! :: ۱۳۸٦/۸/٢٠
به مهندس جوانی از قروه درجزین به امیر کاظمی مستقیم :: ۱۳۸٦/۸/۱٩
با من به زیارت امام زاده اظهر درگزین(درجزین)بیا :: ۱۳۸٦/۸/۱٤
چرا پرواز کبوتران را دوست داریم؟ :: ۱۳۸٦/۸/۱۱
نگاهی به تاریخ طب و پزشکی در قروه درجزین :: ۱۳۸٦/۸/۱٠
سارایو در مه :: ۱۳۸٦/۸/۸
با برفهای داغ سارایو تا کوچه های پر برف قروه درجزین :: ۱۳۸٦/٧/۳٠
نمی زارم که تو تنها باشی :: ۱۳۸٦/٧/٢٩
ای جماعت ! :: ۱۳۸٦/٧/٢٧
راز قالی قم :: ۱۳۸٦/٧/٢٤
من و نغمه های پنهان فرزندانم :: ۱۳۸٦/٧/٢٤
هنوز هم فر شته ها به زمین می آیند :: ۱۳۸٦/٧/۱۱
سارایو شهر شوریده گی :: ۱۳۸٦/٧/٩
عشق یعنی چه پدر؟ :: ۱۳۸٦/٧/۸
در کوچه یار :: ۱۳۸٦/٧/۸
بر بالهای خیال از سارایو تا قروه درجزین :: ۱۳۸٦/٧/٥
گاهی وقتها عاشقم :: ۱۳۸٦/٦/۳۱
لَک لَک ها بر مناره مسجد قروه درجزین :: ۱۳۸٦/٦/۳٠
,بر خیز ای دوست :: ۱۳۸٦/٦/٢٩
خانه پدری ما در قروه درجزین :: ۱۳۸٦/٦/۱۸
ای میثم میر هادی :: ۱۳۸٦/٦/۱۳
راز های سارایو :: ۱۳۸٦/٦/۱٢
آنگاه که قروه درجزین به رقص در آید :: ۱۳۸٦/٦/٦
می خواهم خودم باشم :: ۱۳۸٦/٦/٤
آخ اگر ما ،ما شویم.؟! :: ۱۳۸٦/٤/۳۱
فرماند ه ای شاعر و سرباز خواننده :: ۱۳۸٦/٤/۱٩
پسرم شهریار .ورود به شانزده سالگیت را تبریک می گویم :: ۱۳۸٦/٤/۱۳
قصه ها و غصه ها ی رزن در قصر پنهان چانوگرین و معبد الهه آفتاب و آب :: ۱۳۸٦/٤/۱٠
آری می توان خوشبختی ها هدیه داد :: ۱۳۸٦/٤/۸
یادی از شاعر آرش کمانگیر :: ۱۳۸٦/٤/٧
شراب شور آفرین هنر ایرانی.یک بخشی از گالری ما در سارایو :: ۱۳۸٦/٤/٧
جهانگیر محمدی و انسانی والا از قروه درجزین و آرزوهای یک پدر :: ۱۳۸٦/٤/٦
بر بام قروه درجزین :: ۱۳۸٦/٤/٥
دو کولی عاشق :: ۱۳۸٦/٤/۳
آن زن نامش بنده خدا بود :: ۱۳۸٦/۳/۱٢
رزن و یا درگزین باستانی در گذر گاه تاریخ (قسمت اول) :: ۱۳۸٦/۳/٩
نامی که خواهد درخشید. علامعلی خان قراگوزلو ، آخرین خان قروه درجزین :: ۱۳۸٦/۳/٧
عطر خوش معرفت :: ۱۳۸٦/۳/٥
خواب و خیال و رویا و سارایو و زادگاهم قروه درجزین :: ۱۳۸٦/۳/٤
گل های قروه درجزین :: ۱۳۸٦/٢/٢٦
در برهوت تنهائی ها :: ۱۳۸٦/٢/٢٥
بچه های بوسنی به ما چه می آموزند :: ۱۳۸٦/۱/۳۱
تجربه خوشبختی :: ۱۳۸٦/۱/۱٩
بیائید با هم دوست باشیم :: ۱۳۸٦/۱/۱٧
قشنگ ترین همنوازیها :: ۱۳۸٦/۱/۱٦
صدای پای بهار می آید،یار می آید :: ۱۳۸٦/۱/۸
تو همیشه با منی :: ۱۳۸٦/۱/۳
نوروز 1386 در سارایو :: ۱۳۸٦/۱/۳
نوروز در قروه درجزین :: ۱۳۸٥/۱٢/٢٩
دانشجوی ایرانی :: ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
چهارشنبه سوری درغربت :: ۱۳۸٥/۱٢/٢۳
در دهکده و شب :: ۱۳۸٥/۱٢/٢٢
گلها می رقصند :: ۱۳۸٥/۱٢/۱۸
گَنه بیرام گَلیری :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
جِموُ قصه زندگیش را می گوید :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
پنجره های عاشق :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
مردی همیشه عاشق،گفت،مرا در اصفهان به خاک سپارید :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
باخار قروا :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٢
تصویر رویاهای قروه درجزین :: ۱۳۸٥/۱٢/۱۱
هنر ایرانی و مردم امریکا :: ۱۳۸٥/۱٢/۱۱
من نشانی از آرش کمانگیر را دیدم :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٠
او می گوید راه خوشبختی را یافته است :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٠
خانم یک روحانی بوسنیائی :: ۱۳۸٥/۱٢/۳
آی پارا :: ۱۳۸٥/۱٢/۳
کولی و سودائی :: ۱۳۸٥/۱٢/۱
آخ که بو گون نه جور خوشام :: ۱۳۸٥/۱٢/۱
مادر مسلمان بوسنیائی که نشکست :: ۱۳۸٥/۱۱/٢٧
نغمه های گم شده :: ۱۳۸٥/۱۱/٢٤
آن دختر بوسنیائی از ایران برای من هدیه ای آورده بود :: ۱۳۸٥/۱۱/٢٤
بانوئی که در انقلاب در قروه درجزین رهبرمان بود(با احترام به روح رهای او) :: ۱۳۸٥/۱۱/٢۳
نان تازه :: ۱۳۸٥/۱۱/٢۱
غم عشقت بیابون پروروم کرد :: ۱۳۸٥/۱۱/٢٠
جویباران عشق :: ۱۳۸٥/۱۱/۱٩
نگاهی به تاریخ ارتباطات در قروه درجزین :: ۱۳۸٥/۱۱/۱٢
من شیعه ام :: ۱۳۸٥/۱۱/۱٠
مرگ بر عشق :: ۱۳۸٥/۱۱/٧
باغ رویا های تو :: ۱۳۸٥/۱۱/۳
جنگ و عشق ونفرت و کودک :: ۱۳۸٥/۱۱/۱
راز قالی ایرانی و دختر بوسنیائی :: ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
راز سیمرغ و جوانی از پاریس :: ۱۳۸٥/۱٠/٢٩
به آن دوست. به علیرضا طاهری در قروه درجزین :: ۱۳۸٥/۱٠/٢۸
ای شاعر شوریده حال :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٥
حس قشنگ دوستی در روزهای برفی :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٥
معشوق همینجاست ،بیائید ،بیائید :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٤
امسال سال میلادی خوبی خواهد بود :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٢
عاشق و مست :: ۱۳۸٥/۱٠/٤
من و شب :: ۱۳۸٥/٩/٢۸
عاشق کوچک :: ۱۳۸٥/٩/٢۸
یه باغ بود :: ۱۳۸٥/٩/٢٧
قصه های کاج و دوستی دیگر بنام علی جهانگیری :: ۱۳۸٥/٩/٢٧
شاعری با یک گلوله در قلب :: ۱۳۸٥/٩/٢۱
امشب دو باره :: ۱۳۸٥/٩/٢٠
از دیار بابا طاهر :: ۱۳۸٥/٩/۱٩
۱۳۸٥/٩/۱٧ :: ۱۳۸٥/٩/۱٧
کوزه و عید قربان :: ۱۳۸٥/٩/۱٧
دیریست که چشم به راهم :: ۱۳۸٥/٩/۱٤
از قلعه قروه درجزین تا قلعه کاج :: ۱۳۸٥/٩/۱٢
گاهی که دلم می گیره :: ۱۳۸٥/٩/۱۱
ما گدایان درگاه حقیم ..... و روستای ایمان :: ۱۳۸٥/٩/۱٠
وقتی که سارایو از میان مه بیرون می اید :: ۱۳۸٥/٩/٧
یک مادر مسلمان بوسنیائی :: ۱۳۸٥/٩/٤
ای جلیل اکبری صحت مرا به زیارت امام زاده چنگیر ببر :: ۱۳۸٥/٩/۳
در آنسوی پنجره ها :: ۱۳۸٥/٩/۱
قصه کبوتر ها در قروه درجزین :: ۱۳۸٥/۸/٢٩
از نسيم مهربان دريا ٬ پیامی به چهل چشمه میلاجرد دارم :: ۱۳۸٥/۸/٢٧
پسرم چرا باید نوشت؟ :: ۱۳۸٥/۸/۱٥
۱۳۸٥/۸/۱٢ :: ۱۳۸٥/۸/۱٢
درد و عشقی میکشم که مپرس :: ۱۳۸٥/۸/٧
عشق و غربت :: ۱۳۸٥/۸/٦
الویرا دختری تشنه در دریا :: ۱۳۸٥/۸/٥
۱۳۸٥/۸/۳ :: ۱۳۸٥/۸/۳
وقتی که بر گشتم :: ۱۳۸٥/۸/٢
بر خیز و خدا را صدا کن....سال ۱۳۶۴ :: ۱۳۸٥/٧/٢۳
اهل قروه درجزينم :: ۱۳۸٥/٧/٢٢
من تو را می شناسم....به شاعری از ديار عشق :: ۱۳۸٥/٧/۱٧
ژدر يک شاعره جوان مرا صدا کرد :: ۱۳۸٥/٧/۱٧
تاريخ هنر و باستانشناسی قروه درجزين.....الويرا دختری از بوسنی و دو امام :: ۱۳۸٥/٧/۱۳
باستانشناسی و تاريخ هنر قروه در جزين ...بال پروازمان خواهی داد :: ۱۳۸٥/٧/۸
باستانشناسی و تاريخ هنر قروه درجزين....من قروالويام ..سال ۱۳۵۸ :: ۱۳۸٥/٧/٥
باستانشناسی و تاريخ هنر قروه درجزين :: ۱۳۸٥/٧/٥
باستانشناسی و تاريخ هنر قروه درšزين :: ۱۳۸٥/٧/٢
باستانشناسی و تاريخ هنر قروه درجزين :: ۱۳۸٥/٦/٢٩
تاریخ علم و آموزش در رزن و قروه درجزین(درگزین باستان) :: ۱۳۸٥/٦/٢٦
تاریخ علم و اموزش در قروه درجزین :: ۱۳۸٥/٦/٢٤
هنوز سپیده نزده است :: ۱۳۸٥/٦/٢٢
در کوچه های قروه :: ۱۳۸٥/٦/۱٩
دخترم و ستاره ها :: ۱۳۸٥/٦/۱٤
برای تو :: ۱۳۸٥/٦/۱٢
از سارايو تا انسوی خيالها :: ۱۳۸٥/٦/۱٠
ياشام گوزلدی زندگی در قروه درجزين ۱۳۶۴ :: ۱۳۸٥/٦/۸
گريه يک فيلسوف :: ۱۳۸٥/٦/٧
وقتی که فرشته ها يک کولی را بيدار کردند :: ۱۳۸٥/٦/٦
گوزو یولدادو قروالو :: ۱۳۸٥/٥/٢٩
من نگاهت می کنم :: ۱۳۸٥/٥/٢٥
نغمه ای بود... :: ۱۳۸٥/٥/٢٠
نیلوفرها در باتلاق می رویند :: ۱۳۸٥/٥/٧
شریک ممد در سال 1362 نوشتم :: ۱۳۸٥/٥/٤
یک نفر خواهد اَمد :: ۱۳۸٥/٥/۳
نان و نمک :: ۱۳۸٥/٥/۱
یک صبح جمعه :: ۱۳۸٥/٤/۳٠
عشق و دیگر هیچ ........ :: ۱۳۸٥/٤/۳٠
شعر و زندگی :: ۱۳۸٥/٤/٢٩
دو کبوتر :: ۱۳۸٥/٤/٢٥
می گفت که بلبلی بوده است :: ۱۳۸٥/٤/٢۱
گریز از خویشتن :: ۱۳۸٥/٤/۱٩
زنی که شمع شد :: ۱۳۸٥/٤/۱۸
...و تو .. :: ۱۳۸٥/٤/۱٦
در این شب :: ۱۳۸٥/٤/۸
عاشق ساز بدست ..به دوست دیرینه ام اقای محمد رحیمی :: ۱۳۸٥/٤/٦
طاهری ها در قروه درجزین و روستای کاج :: ۱۳۸٥/٤/٦
در برکه ها :: ۱۳۸٥/٤/٥
یاوران من :: ۱۳۸٥/٤/٢
... سراب تقدیم به پسر برادرم اَلپر :: ۱۳۸٥/٤/٢
وقتی که دلم گفت :: ۱۳۸٥/٤/۱
راه درویش ..به شیخ عبدالله چلبی :: ۱۳۸٥/۳/۳٠
اَشنایی با یکی از شعرای رزن کوثر درجزینی :: ۱۳۸٥/۳/٢۸
نگاهی دیگر به تاریخ شهرستان رزن :: ۱۳۸٥/۳/٢۸
یک روز تو بر خواهی گشت :: ۱۳۸٥/۳/٢٤
رنج و عشق :: ۱۳۸٥/۳/٢٤
فصل دلدادگی :: ۱۳۸٥/۳/٢٢
جادو گری در سارایو :: ۱۳۸٥/۳/٢۱
هیچ دلم از تو سیر نشد :: ۱۳۸٥/۳/٢۱
از تو گفتن چه دلنشین است :: ۱۳۸٥/۳/٢٠
خاطره ها :: ۱۳۸٥/۳/٢٠
به من می گفت :: ۱۳۸٥/۳/۱۸
اَهای قناری های عاشق :: ۱۳۸٥/۳/۱٥
نغمه های عاشقانه :: ۱۳۸٥/۳/۱٥
به دنبال شمس تبریزی :: ۱۳۸٥/۳/۱٤
قروه درجزین و باغ های انگور :: ۱۳۸٥/۳/۱٢
با من به سارایو بیایید .اینجا هنوز عشق شکوفه می دهد :: ۱۳۸٥/۳/۱۱
می خوام امشب بخونم :: ۱۳۸٥/۳/۱٠
وقتی تو می اَیی :: ۱۳۸٥/۳/٩
به دیار درجزین سلام :: ۱۳۸٥/۳/٩
امشب سارایو و فرشته ها :: ۱۳۸٥/۳/۸
از قروه درجزین تا بوسنی. اولین شعر خواهرم لیلا :: ۱۳۸٥/۳/۸
شهرستان رزن و رازهای روستای رازین :: ۱۳۸٥/۳/٧
ای کولی عاشق دلم گرفته است :: ۱۳۸٥/۳/٦
به اَلپر محمدی :: ۱۳۸٥/۳/٦
وقتی ستاره به تو لبخند می زنند :: ۱۳۸٥/۳/٤
همدان و کشیش عارفی از دیار سنفونی ها :: ۱۳۸٥/۳/۳
شهرستان رزن و دنیای ناشناخته در زیر کوه چانوگرین :: ۱۳۸٥/۳/۳
من و تو مثل همیم :: ۱۳۸٥/۳/۱
راز اَواز پرندگان :: ۱۳۸٥/٢/۳۱
قروه درجزین :: ۱۳۸٥/٢/۳۱
به پسرم شهریار :: ۱۳۸٥/٢/۳٠
مرغکان دریا :: ۱۳۸٥/٢/۳٠
اَری اینجا بوسنی است :: ۱۳۸٥/٢/٢٧
بوی و سوی دوست :: ۱۳۸٥/٢/٢٤
وقتی که سارایو می رقصد :: ۱۳۸٥/٢/٢۳
شهرستان رزن و اَن مرد اسطوره سان :: ۱۳۸٥/٢/٢٢
شب با ستاره ها :: ۱۳۸٥/٢/٢٢
تو با ساز و با ناز :: ۱۳۸٥/٢/٢٠
نغمه ای تازه سر کن :: ۱۳۸٥/٢/٢٠
به دنبال معلم همدانی ام :: ۱۳۸٥/٢/۱٩
بابا شاعر قروه ای :: ۱۳۸٥/٢/۱٧
بوی جوی مولیان اَید همی :: ۱۳۸٥/٢/۱٧
بالهای سیمرغ :: ۱۳۸٥/٢/۱٥
باغهای ارزو :: ۱۳۸٥/٢/۱٤
ماهی در کویر :: ۱۳۸٥/٢/۱۳
یاران عیار...تقدیم به انان که جانشان به راهشان :: ۱۳۸٥/٢/۱٢
ای دوست :: ۱۳۸٥/٢/۱۱
سنفونی های سارایو :: ۱۳۸٥/٢/۱٠
نگو که تنها مونده ایl :: ۱۳۸٥/٢/۱٠
از همدان تا شهر قصه ها :: ۱۳۸٥/٢/٩
سفر با کولیها :: ۱۳۸٥/٢/۸
شهرستان رزن و بابا شاعر و.... :: ۱۳۸٥/٢/٧
شهرستان رزن و بابا شاعر :: ۱۳۸٥/٢/٧
ای مهربان مرو از پیشم :: ۱۳۸٥/٢/٧
شکوفه ها بر مزار عمر خیام :: ۱۳۸٥/٢/٦
تو را باور دارم.....به افسانه محقق :: ۱۳۸٥/٢/٦
به دنبال ققنوس :: ۱۳۸٥/٢/٥
یاران در زیر باران :: ۱۳۸٥/٢/٥
پشت پنجره در غروب غربت :: ۱۳۸٥/٢/٤
یک شب تا به سحر با تو پرواز کردم :: ۱۳۸٥/٢/۳
به تو ای دوست سلامی دارم :: ۱۳۸٥/٢/۳
من یک فرشته می شناسم :: ۱۳۸٥/٢/۱
یه روزی بر خواهم گشت :: ۱۳۸٥/٢/۱
از همدان تا سرزمین ترانه :: ۱۳۸٥/۱/۳٠
صدای پای بهار :: ۱۳۸٥/۱/٢٩
اگه یار بیاد :: ۱۳۸٥/۱/٢۸
گوردون او گونلری سن؟بیراینجی قیسمت :: ۱۳۸٥/۱/٢٧
به لیلا خواهرم :: ۱۳۸٥/۱/٢٧
یاد یار مهربان :: ۱۳۸٥/۱/٢٧
من قروه ای هستم :: ۱۳۸٥/۱/٢٧
من بلبلم :: ۱۳۸٥/۱/٢٦
ادامه عاشق جوان :: ۱۳۸٥/۱/٢۳
ادامه عاشق جوان :: ۱۳۸٥/۱/٢۳
عاشق جوان :: ۱۳۸٥/۱/٢۳
به دنبال خوشبختی :: ۱۳۸٥/۱/٢٠
غروب قروه :: ۱۳۸٥/۱/۱۸
چشم به راهم :: ۱۳۸٥/۱/۱٧
سارایو ای سنفونی دلنشین دوستی :: ۱۳۸٥/۱/۱۳
تو را باور دارم :: ۱۳۸٥/۱/۱۳
قروه درجزین :: ۱۳۸٥/۱/۸
salam :: ۱۳۸٥/۱/۸