قصه تجارت قالی در قروه درجزین   

در تاریخ صفوی امده است که شاه ایران در زمان سلطان سلیم.از جمله هدایایی که به امپراطوری عثمانی هدیه می دهد،چند تخته فرش ابریشم درجزین بوده است. فرش در جزین در جهان مطرح بوده است.در سنگ قبرهایی در اطراف امامزداه درجزین و روستاهای منطقه درجزین و یا رزن کنونی به جا مانده است ما می توانیم تصویر ابزار های قالی بافی را از جمله دفه و شانه را ببینیم.

قروه درجزین یکی از مراکز مهم داد و ستد فرش ها ی منطقه درجزین قدیم و یا رزن کنونی بود.بیشتر زنان در منطقه و در قروه درجزین به بافت قالی مشغول بودند.بیشتر قالی هایی که بافته می شد.در ندازه های کوچک بودند.مثل ذرع و نیم و دو ذرع و کناره  و یا پشتی بودند.

هر رو ستایی نقش و رنگ خاص خود را داشت.روستای سوزن بهترین قالیچه ها را داشت.روستای سوزن در حدود 10 کیلومتری شرق شهرستان رزن قرار دارد.

تا انقلاب اغلب فرش فروش های قروه درجزین فرش های خود را به همدان می بردند.

در همدان ذولفقاری ها و غیره بودند که حق العمل کار بودند.فرش ها در انبار انها جمع می شد و مشتری از انها می خرید.و آنها سفته خود را به تجار فرش قروه می داند.

اولین کسی که می توان گفت انقلاب در تجارت فرش در روه تحول بوجو آورد ،آقای غلام علی گلشنی بودند.با وجود اینکه خیلی جوان بودند.توانست مستقیما با صادر کنند گان بزرگ فرش ایران ارتباط ایجاد نماید.انها را به قروه آورد و صادر کنند گان مستقیما از تجار قروه فرش ها را خریداری نمودند.بعد خود آقای گلشنی اقدام به صادرات فرش از منطقه نمودند.روستا به روستا با خریداران می گشتند و خرید می کردند.آقای گلشنی با خانم شیرین سور اصرافیل نوسیند و محقق فرش،در رابطه با فرش منطقه درجزین و یا رزن کنونی همراهی نمودند.

آقای گلشنی هنوز هم شاید تنها کسی باشد در منطقه که شناخت وسیعی در باره فرش منطقه دارد.علاقه بسیار زیادی به فرش دارند.

تابستان در خدمت ایشان بودیم.

لینک
۱۳٩۳/٧/۱٥ - parviz mohammadi

   ققنوس ها در قروه درجزین   

پس از چندین سال یاران اهل عشق و خدا جویان حقگوی و حق پوی را در قروه درجزین زیارت کردم.خدا یرا شکر گفتم.در قروه درجزین ققنوس ها سوخته اند و از خاکسترشان هزاران ققنوس بر خاسته اند.من دیدم جوانان را که سخنانشان عطر باغ های امید وعشق را داشت.

با خودم گفتم شاید از همینجا از قروه درجزین و روستاهای اطراف نوجوانی و یا بانوی جوانی بر خواهد خاست و راه تازه ای را برای بهتر زیستن ارایه خواهد داد.شاید بتوان تشنه گان معرفت خق تعالی را  و رهپویان عاشق را به دیار مقدس درگزین دعوت نمود و از جام حسینقلی شوند ها و از جام شیخ مقیم زنجنانی ها و از دُرد مرد افکن مفتح ها و..به آنها نوشانید.

شاید د ر اینجا طبل علی آقا شعبانی و شیپور سید حسن دوباره غوغا در دلها بیافکند.

شاید در اینجا مثل گذشته ها که اهالی درجزین اهل ریاضیات و اهل نجوم بوده اند،دوباره دخترانی بر خیزند که دست به ستاره ها بیاساند و ستاره ها را به این دیار دعوت نمایند

شاید گم شده گان راه حقیقت به دیار مقدس درگزین بیانیند و از ققنوس ان عاشق بال بستانند .آری من در قروه درجزین ققنوس هایی را دیدم با بال های رنگارنگ و با آوازه های شگفت

 

 

 

 آقای حسن عزیزی معلمی  جانباز از نییر ،ققنوسی که هر روز می سوزد و از خاکستر او هزاران ققنوس پر می کشند و هزاران نغمه عشق در فضای دل انسنها طنین می اندازند .ان جوان نوه مرحوم حاج نصرت شکسته بند می باشد.حاج نصرت شکسته بند یکی از شکسته بند های مشهور بودند  که انسان بسیار نیکی هم بودند.

سمت چپ جناب آقای حاج علی اصغر رهنما.یکی از اولین فارق التحصیلان کامپیوتر در زمان قبل از انقلاب.از خانواده مومن و وطن پرست توسیرکانی  که همیشه به دیده مثبت و افتخار امیز به سرزمین مقدس ایران می نگرد.او صادر کننده خوب فرش است .

لینک
۱۳٩۳/٧/۱٤ - parviz mohammadi