قلب ها برای که می تپند؟   

نگذاریم  نغمه ای در دل یک بلبل عاشق به زخمه ها تبدیل گردد. راز گل سرخ را از زبان بلبل بشنویم. باور بداریم که  ما از فرزندان آتش و روشنائیهای الهی هستیم.

ما گندم کاشتیم.

ما شعر دلمان را و شعر دل عاشقان تنها را بر قالیها و گلیمها بافتیم.

ما گنبدی از معنویت به بلندای معراج محمد  ص ساختیم.

ما زبان اسب را آموختیم و پای بر رخش امید نهادیم و به سوی فردا ها تاختیم.

 

ما با عشق مولا ،همه کینه ها را از دلها مان شستیم.

و ما با یاد حسین،چشمه های معرفت را در کویر دلها جاری ساختیم.

 

گوش کنید،!

ههنوز بلبلها نوای عشقشان را به گلها هدیه می دهند.

 

نگاه کنید ،!

هنوز خدا در همین نزدیکیهاست، در دل ماست.

و دل ما می تپد،

 

 سمت چپ ،آقای دکتر  خاموشی از نوادگان عارف نامی سید ناصرالدین. که دمی در غربت دل ما با نوای مولا به تپیدن وا داشت.و از خالق گقت و از به حق پیوستن. و از پلیدی ها وارستن.

و سمت راست جناب آقای محتشمی ،رایزن محترم فرهنگی ایران در بوسنی.

و من به یاد مرد شریف و عالم با ایمانی می افتم که نامش ضیائی بود.

سبک بال .و دل در گرو تحقیق و اهل فرهنگ و ادب. از دیار خراسان بود. اهل خراسان بود، اهل قرآن بود. خداوند او را در مسیر تحقیق و معرفی  فرهنگ و هنر ایرانی ،همیشه سرفراز گرداند. او رایزن پیشین فرهنگی در سارایو بود.

 

لینک
۱۳۸٧/۳/٢٦ - parviz mohammadi

   ما نمی میریم   

این روز ها تا دیر وقت در گالری هستم.گروه گروه توریست ها از کشور های مختلف برای بازدید می آیند.و هنر های ایرانی روح آنها را اوج می بخشند.و آنان در برابر هنر ایرانی به احترام خضوع می نمایند.

ما نمی میریم.

در وجود فرزندان ایران عشق الهی و هزران نغمه و شعر و هزاران خلاقیت نهفته است. باید یا الله گفت و خود را باور داشت.

ما به انسانها می توانیم با هنرمان نگاهی قشنگ به زندگی هدیه دهیم.

 

بازدید شهردار شهر دایتون امریکا از گالری ما  (سمت راست )به همراه شهردار مسلمان شهر سارایو خانمی که از خانواده با ایمان و اصیل بوسنیائی است.(سمت چپ با موی مشکی و لباس سفید.) ایشان از علاقمندان به  فرهنگ و هنر ایرانی می باشند. و نیز در سمت راست من ،خانمی که شهردار یکی از شهر های دیگر امریکاست.

و گلیم ایرانی چه راز های قشنگی در خویش دارد .و ما را با دلهای مردمان خوب جهان پیوند می دهد.

لینک
۱۳۸٧/۳/٢٦ - parviz mohammadi

   ما می توانیم در میان ملت ها جایگاه خوبی داشته باشیم.   

بوسنی و هرزگوین،

سرزمینی که بر مسلمانانش ستمهای باور نکردنی روا  داشته شده است. مردمانش با گذشت و مهربانند. و با ایمانند.

 

بوسنی و هرزگوین،ارتباطات معنوی و فرهنگی دیرینه با ما دارند، و نیز مردم بوسنی نیک می دانند، که اگر یاری مردم ایران نبود، و اگر جانفشانیهای عاشقان ایرانی  راه حق و حقیقت که جانشان را در راه دفاع از مسلمانان بوسنی نهادند نبود، آکنون بوسنی وجود نداشت.

مردم بوسنی ما را دوست دارند، و عمیقا به ما احترام قائلند.

پس ما می توانیم با ایجاد ارتباطات سازنده بین دو ملت ،به خویش ه وبه آنها یاری رسانیم.

باید کار کرد.

باید برای گسترش روابط سازنده با ملتها زحمت کشید.

و این قدم خوبند ،اما کافی نیستند.

دنیا چشمش به سوی ماست.ما در معنویت و انسانیت و علم و فرهنگ و هنر می توانیم در میان ملتها جایگاه والائی داشته باشیم.

باید حرکت کرد.

 

مدیر  با ایمان و اندیشمند مرکز باز سازی در سارایو،جناب آقای مهندس  جاریانی سمت راست بنده و جناب آقای دکتر فلسفی معاون وزارت جهاد کشاورزی.

 

سمت راست  اقای مهندس مهدی پور دلسوز و متفکر و مرد میدان کار،

مهدی پور از تبار سیدان است .خندان و روان.به دنبال راه های نو برای کمک به ساختن ایران و بوسنی است  .

آری با ایمان و اندیشه وبر نامه ریزی و با علم وعمل درست می توان ایران را ساخت. می توان کار  و فعالیت ایجاد نمود. و می توان در میان ملل مختلف  جایگاه مثبت و خوبی ایجاد نمود.

خدای متعال این بزرگان را که برای ایجاد کار و فعالیت بین دو ملت ها ،تلاش می نمایند،سلامت و سربلند دارد.

 

 

لینک
۱۳۸٧/۳/٢٥ - parviz mohammadi

   ای دوست   

غصه نخور!

فرا سوی این جسم و تن

روشنایی است و نور

مرگی نیست

آنجا همه عشق وشور مستی ست.

آنجا من و ما می شویم

از بند تن و جسم رها می شویم.

برای چه می ترسی؟

وقتی که با یه ذره عشق می توانی به خدا برسی

دل تو دریایی است

دلت را رها کن

تا تلاتم دریای درونت همه کینه ها را بشوید

تا تمام وجودت خدا خدا بگوید

نگاه کن!

نگاه کن!

می بینی؟

آنجا دل ها و جانهای عاشق یکی می شوند

نور می شوند و برای عاشقان تنها شعر نیکی میشوند

نگاه کن!

می بینی؟

بین دلها فاصله ای نیست

دوستی و بخشش است و کدورت و  گله ای نیست

برای چه نگرانی؟

وقتی که می دانی از اویی و از آنی

دل عاشقان دریایی است

اهل دل باش

در دلت طلوع فردایی است


روز ها با بارش باران و با یاد یاران و تابش دوباره آفتاب و جریانهای زلال آب می گذرد.چقدر از ان خالق عشق و خالق دوستی راضیم.چقدر با تمام تپش دلم او را می خوانم.چه دل انگیز است از غمها و تلخی ها رستن و به سر چشمه عشق  پیوستن.  زندان تنهائی ها را شکستن ،رفتن و رفتن و رفتن ،دل به مولا بستن.

عاشقان شوریده و مست ،می خوانند در کوچه های فردا.دلپاک و پا بر خاک و دل در افلاک.  و  تو   ...در کوچه های فردا   ،

تو با مائی.

و تو با مائی و  تو با خدائی و با مولائی.

و خدا با توست و ما با توائیم

و همه ما اونیم

 

با عشق  او  فاصله ها شکسته اند

وبا  عشق او  یاران عاشق به هم پیو سته اند

 وتو  ای دوست

ای دوست  ،با قلمت دمی ،نغمه ای از ان وصل شدن و اصل شدن،ساز کن.

ای دو ست،

 

آنجا دیگر جسم و تنی نیست

 

آنجا ما و منی نیست

 

ما در آنجا همه او می شویم

خوش رنگ و خوش بو می شویم

و تو ای دوست ..

 

 

 

لینک
۱۳۸٧/۳/۱٩ - parviz mohammadi